تبلیغات
یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد

یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد

به وداعی دل غمدیده ما شاد نكرد

کودکی با چشم پرحیرت
ایستاد بر روی پاهایش
با غروری خسته از ظلمت
گفت با زنجیر دستانش:
بابا دو بخش دارد
یک بخش بر خاک داغ دشت
بخش دگر بر نیزه ی دشمن

بعد مکثی کرد
انگار روضه میخواند
بغضی نشست بر حنجر خشکش
تر شد هر دو چشم معصومش
گفت ای مردم شام
اما فقط بابا خبر دارد
عمو چند بخش دارد...

عمو چند بخش دارد؟!
افتاد بر روی زمین و دامنش پهن کرد
شمرد بخشهای عمویش را

با انگشتان کوچک و خونین
یک، یک دست
دو، تکه های دیگر این دست
سه، تکه های کوچکتر دستش
ده انگشت هر دوتا دستان دربندش
در یک بخش عمو گم شد...

با آبله های کف پایش شمرد آن یکی دست عمو را
باز کم بود...

دست کرد در تار تار گیسوان بافته از آتش
این برای تیر اول
این برای تیر دوم
این برای تیر سوم...

"راستی یک سوال هم بشنو از من
گیسوان سوخته دخترک چند تار مو دارد؟!"

خسته شد... از حال رفت...
دستانش چند ریگ از خاک صحرا را شمرد
که شاید ربطی بیابد
میان زخمهای پیکر عباس
با ریگهای خاک صحرا
که عاریست از احساس
غش کرد...

در خواب هم باز عمه آمد...
دخترک بر پای عمه باز خوابش برد...
با دو دستش عمه را چسبید
روی عمه را بوسید...
ای عمه! فدای زخمهای بی شمار تو
کم آوردم!

اجازه می دهی عمه
بخشهای تن عباس را
باز بشمارم در چین و چروک صورت پیرت...
چین اول برای چشم زیبای عمو
چین دوم برای زخم پهلوی عمو
چین سوم را آن نامرد زد بر سینه پهن عمو...
این یکی چین پیشانیت عمه
گودتر از باقی چینهای پیشانیست
زبانم لال
گمانم، جای آن عمود آهنین باشد...
نه عمه! من کم آوردم!
ریگ ریگ این بیابان عدد گشتند
سنگ سنگ این صحرا رقم گشتند...
ولی بخشهای پیکر عباس
بیشتر از اینهاست...

راستی عمه! تو می دانی؟!
تو دیدی وقتی شنید بابا
ندای ادرک اخایش را
رفت و بازآمد
همان موقع که دستش بر کمر بود...
عباس چند بخش بود؟!

در آن شب که طفلان همه در چادری بودند...
در آن شب که تو در گودی کرب و بلا آرام باریدی...
در آن شب بر سر پیکر عباس هم رفتی؟!
عمو چند بخش بود؟!

راست میگویند؟!
عمو
با آن روی زیبا
با آن چش و ابرو
با آن قد رعنا
با آن بر و بازو
اندازه داداش علی، طفل مادر ربابم بود؟!

دخترک آرام در خواب
در کنار عمه اش زینب
زیر لب میگفت با حسرت با حیرت
اما فقط بابا خبر دارد
عمو چند بخش دارد!

اما فقط بابا... آن شب ز دوری پدر جان داد...

غساله آوردند... دیدند كه زخم پیكر دختر... به قدر سن و سالش... به قد و جسه اش ... اگر فاكتور بگیری تكه  تكه شدن را ... كمتر از عباس نیست.... ناسزاها و جسارتها پیشكش...

.

.

وتصدق علینا یا رقیه یا بنت الحسین



13محرم1389


                          ما از تو نداریم بغیر از تو تمنا                        حلوا به كسی ده كه محبت نچشیده است

                     نثار بی بی دوعالم، عمه سادات، نائبه الزهرا، حضرت زینب كبری (سلام الله علیها) 69 صلوات

 

 

 


تنزیل "بلغ ما امرت" نشان ترکیدن بغضی از پیامبر است، بغضی که بیست و سه سال گلو و سینه ختم الرسل را می فشرد، بغضی که حاکی از مظلومیت مقتدرترین مرد حق است. بغضی که مبین نگرانی رسول برای امتش است، بغضی که در اشکهای نبی اکرم برای نوه اش حسین پنهان بود، بغضی که شکستنش خشم حسودان را متوجه علی می کرد...
"بلغ ما امرت" یعنی بغضت را رها کن، "فان لم تفعل " یعنی رسول من نگران نباش. پیامبر چه نگرانی داشت؟! آری اگر غدیر نبود، پیامبری هذیان نمی گفت، در خانه ای نمی سوخت، استخوانی در گلو گیر نمی کرد، محرابی خونین نمی شد، جگری نمی سوخت و دشتی دریای خون نمی شد. غدیر "بلغ ما امرت" است، غدیر اذن خدا به اهل بیت است برای احیای اسلام، کربلا هم ادامه غدیر است که خدا فرمود: می خواهم حسین را کشته ببینم!
غدیر اذن خداست برای احیای دین در آخر الزمان، غدیر اذن خداست تا در هنگام ظهور منجی، حق و باطل واضح باشد، غدیر از آن جهت عید است که نشان دهنده حق است، و می شود مگر جایی حق باشد و مدافعی نداشته باشد، غدیر عید است چون گشاینده باب شهادت است. غدیر شمه ای از مقام امیرالمومنان "علی" علیه السلام است. غدیر روز خروج امیرالمومنین است، همانطور که سواری بر شانه های پیامبر برای سیدالشهداء حکم قتل حسین بود! "البلاء للولا" را اهل بیت تجلی دادند و پایش جان دادند. غدیر بود که حق و باطلی که در هم ممزوج بودند را تخلیص کرد، همانها که "بخا بخا یا امیرالمومنین" گفتند دست علی را هم بستند تا در دو عالم رسوا شوند. هر چند شان امیرالمومنین "قسیم نار و الجنه" است، ولی این فقط مربوط به بعد از مرگ نیست، دست امیرالمومنین اکنون آنچنان باز است که در همین دنیا هم "به ذره گر نظر لطف بوتراب کند/ به آسمان رود و کار آفتاب کند". در این دنیا هم "با آل علی هر که درافتاد ورافتاد" مصداق دارد و این محدود به زمان نیست.
عجب است با حجت عظیمی مثل غدیر باز برخی نه حق را میشناسند و نه باطل را، نه اهل حق را میشناسند و نه اهل باطل را. عجیب است حق واضحی که در همه جا عیان است را میبینند و حمایت نمی کنند. عجب است حتی برخی از علماء هم لیاقت دفاع از حق را ندارند. یکی عالم هنگام دفاع از ولایت فقیه میگفت من با سیاست کار ندارم و خدا خوب او را رسوا کرد و برای فامیلش سیاسی شد. جالب است ما پای همین مکتب یاد گرفتیم که قرابت ما با اهل بیت است! ما از همین ها یاد گرفتیم که پدر و پسر، یکی در سپاه کفر بود و یکی در سپاه اسلام و با هم جنگیدند. ما از همین ها یاد گرفتیم که عباس امان نامه دایی خود را پاره کرد و نزد حسین شرمنده بود که چرا امان نامه دارد. ما از همین ها شنیدیم که حسین در راه ولایت علی، همه اقوامش را قربانی کرد... حال چه شده است؟! به شما که رسید اینها داستان شد؟! اینها تاریخ بود؟! غدیر فقط برای سال ۱۲هجری بود و همانجا هم فقط ۴نفر سرتراشیدند و قضیه تمام شد و علی شکست خورد؟!
غدیر تا روز جزا ادامه دارد، غدیر ملاک حق و باطل است، غدیر مصداق "قالوا بلی" در عالم روح است. از برکت غدیر است که امروز صدها میلیون سرتراشیده اند و منتظر مهدی هستند. غدیر مادر کربلاست، و کربلا دلیل غیبت و حجت ظهور حضرت است. امروز غدیر عید است چون دفاع از حق مثل ۱۴۰۰ سال پیش آن غربت را ندارد که بانوی اول عالم شبانه درب خانه انصار و مهاجر را بکوبد و آنها در را هم باز نکنند و حضرت از پشت درب با آنها سخن بگوید. دفاع از حق امروز آنقدر غریب نیست که یک یهودی خون زنجیر اسیر کربلا را پاک کند! امروز آنانکه به ولایت علی بلی گفته اند در قبال هر آنکس که بوی علی بدهد هم خود را مسئول می دانند. امروز هرکس داغ مصائب اهل بیت بعد از رحلت رسول را دارد، هر مصلحتی را که بوی سقیفه بدهد، از پایه ویران میکنند. آنانکه داغ خانه نشینی علی را دارند، هرگز اجازه نمی دهند"این انقلاب دست نا اهلان بیفتد". آنانکه داغ کربلا دارند، داغ کربلا دارند! داغ غربت امام دارند، داغ شهادت دارند، داغ سر دادن دارند، داغ اسیری دارند... آنانکه داغ کربلا دارند، شمشیر بسته اند، تجهیز شده اند، جان آورده اند، جسم آورده اند، آبرو آورده اند، عیال آورده اند. آنانکه داغ کربلا دارند معنای عید را خوب می فهمند. آنانکه داغ کربلا دارند "بلغ ما امرت" را میفهمند. آنانکه داغ کربلا دارند، غربت آن بیعت های روز غدیر را میفهمند. آنانکه داغ کربلا دارند سر می بازند تا نائب امام در جهان غریب نماند. بگذار ما را محکوم کنند که از اسلام و تاریخ استفاده ابزاری میکنیم. "سیروا فی الارض" برای چه کسی نازل شده است. من هم گشتم در زمین، دیدم "کل ارض کربلا" ست. من هم خواندم تاریخ را، من هم هر روز گذشتگانم را ورق زدم و فهمیدم"کل یوم عاشورا"ست. آری آنانکه داغ کربلا دارند، هر روزشان عاشوراست و هر مکانشان کربلاست. آنانکه داغ کربلا دارند، جادوی ابن مرجانه را میشناسند، آنانکه داغ کربلا دارند، معجزه زر را میشناسند. کذب را میشناسند.. آنانکه داغ کربلا دارند، می فهمند جایی که دشمن کم می آورد می گوید "من هم مسلمانم و تو داری استفاده ابزاری می کنی". خاک بر سر مسلمانی که عاشورا برایش یک تاریخ ماضی است.آنانکه داغ کربلا دارند، داغ کربلا دارند نه داغ دهان نجس کفار! غدیر که بروز کند کفار دهانشان مهر می شود، آنانکه داغ کربلا دارند می مانند و صاحبشان! اللهم ارنی طلعه ارشیده... مهدی جان! با تو هم داغ کربلا التیام نخواهد یافت... این را من نمی گویم، شاهدش دستان ابو الفضل در سرای محشر است... شاهدش حوض کوثر است...
آری "عید" ما هم بوی کربلا می دهد! این سلسله آغازش از حج نا تمام حسین است. سال ۶۱ هجری کسی به مناسبت "عید غدیر" جشن نگرفت. سال ۶۱هجری حسین با اهل بیتش در راه کربلا بود و این سوز ما از غمیست که در دل حضرت زینب-سلام الله علیها-ست.

جهت سلامتی و تعجیل در ظهور حضرت صاحب الزمان و برای سلامتی و طول عمر با عزت امام خامنه ای یک حمد و 14 صلوات...

 

 

 


این شب ها وقتی نوری در دشت روشن میکنی دیگر پروانه ای دور نور نمیچرخد، سرمای شب حشرات را خواب میکند.
ای نور محض در ظلمت بشر! شرمنده ایم از پیله ای با تار و پود غفلت، که دور خود تنیده ایم! اما ای نور محض! ای حرارت در قلوب مومنین! پروانه های جوان در حال پاره کردن پیله هستند، و شما خوب میدانید شهدایی که شمع محفل بشریتند آنها را برای خروج از پیله دعوت کرده اند و ماه پاره ای با نورش وسیله هدایت پروانه ها شده است. ای نور محض! ما اگر بی شما باشیم ضعیفیم. ما میدانیم "استفاده از خورشید پشت ابر" مصداقش ولایت فقیه است. ما میدانیم "روات الحدیث" مصداقش کسانی هستند که آبرویشان را کف دستشان میگیرند برای اسلام. ما دیدیم آن "انگشتی که مانع ریختن دیوار کج می شود" از آستین مبارک شما خارج شد. ای صاحب ما! ای صاحب زمان و مکان! ای صاحب ارض و سماء! ما کجا و آرزوی شما را داشتن کجا؟ ما کجا و شما را شناختن کجا؟ ما همان انسانهای شرمنده ای هستیم که در کربلا نبودیم تا یاری کنیم حسین را! شرمنده ایم که نشنیدیم "هل من ناصر" حسین را! حصار زمان بهانه است، مانند حجاب مکان و مال و جان و آبرو و عیال! این زمان هم حجاب ماست تا کربلا. و شرمنده ایم از غفلتی که چنین حجاب قطوری بین ما و حسین ایجاد کرده است. یا صاحب الزمان! امروز من نامه نمی نویسم که باغهایمان میوه داده است و نهرهایمان پر آب است. امروز دست به قلم برده ام با پشتوانه مردانی همچون پاره های آهن، با پشتوانه دیاری که قداست خاکش با خون است، صدق کلامش به اشک. دلخوشی ما به این دیار و خاک و خون و اشک هم از کلام شماست. هرچه فکر میکنم محال است ما اهل کوفه باشیم، امت ما از امت صدراسلام یقینا بهتر است، امتی که نه رسول دیده و نه وحی، نه علی دیده و نه اهل بیت رسول، ببین چه مقتدر حتی اجازه فکر به سقیفه را به اذهان نمی دهد!
یا صاحب الزمان! شما خودتان شاهد اشکهای "اللهم ارنی طلعت الرشیده" هستید، شاهد بغض های "عجل فرجه" هستید، شاهد ناله های "اللهم اکشف هذه الغمه عن هذه الامه بحضوره" هستید، خودتان شاهدید که ما شما را برای دعای باران نمیخواهیم! ما شما را برای سیری شکممان نمی خواهیم که اگر می خواستیم گریه نمی کردیم "فاخرجنی من قبری"! ما اگر در عرش خدا در ناز و نعمت هم باشیم می خواهیم "مستشهدین بین یدیه" شویم!
یا صاحب الزمان! پدر و مادرم به فدایتان! بعضی ندانسته نامه مامومی چون حقیر به امام را با نامه کوفیان قیاس می کنند. ولی شما می دانید اگر این سیاهی را هم از ما دریغ کنید، با این اعمالمان، دیگر نشانی در ما دیده نمی شود که بگویند "این صاحبی دارد"! من کوفی نیستم، من تیغ انتقام شما را اگر بر گردن چون منی هم باشد می بوسم! من نامه عاشقانه نمی نویسم، هرچند این عشق است که قلم را به حرکت در می آورد، ولی "لیس شانه الا بالسیف" را که می شنوم میخواهم در خدمت شمشیرتان باشم.
ای صاحب زمان! ای غریب! ای مظلوم! ای خونخواه حسین! درد ما کربلاست! نماز ما در قبال حج ناتمام حسین، شراب خواریست. زندگی ما در "سعی حرم تا مقتل" حضرت زینب -سلام الله علیها- به قبرستان می ماند. حیات ما در نفس نفس دختری سه ساله، از ممات پست تر است. و شرمندگی ... شرمندگی ... شرمندگی از در کربلا نبودن... حسین با خون طفل شش ماهه همه را شرمنده خودش کرد... عجب صبری خدا دارد... چند سال دیگه باید بگذرد تا ما صدای "منتقم" را بشنویم...
یا صاحب الزمان! این روزها عهد بسته ایم ایستادن را، سپر شدن را، بلا گردان شدن را، بسیجی شدن را، بسیجی ماندن را، در زیر سایه امام خامنه ای. ای نور دیده! آری، نور دیده! درست است شما را ندیده ام و دیده مان محروم از نور شماست، ولی می دانم آخر، سر جنازه ام هم که شده می آیید! پدرتان امیرالمومنین که اینگونه بود و "من یمت یرنی" ایشان انسانها را مشتاق مرگ کرد. ای نور دیده! ای که جانهای عالمیان به فدایتان! نامه نمی نویسم که بگویم سپاهی عظیم فراهم شده است، نامه می نویسم که بگویم من منتظر کربلایم هستم! این را از مکتب خمینی به ارث بردیم، این را از فرمانده ی خط شکنی چون خامنه ای آموختیم. این روحیه را مدیون لباس خاکی بسیج هستیم! مدیون بسیجیانی هستیم که امامشان دست و بازویشان را بوسید! بسیجیانی که امروز با مقتدایشان به سینه می زنند "حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست"! آری در این ظلمات بشر و در این خواب زمستانی حشرات، این دشت شقایق چون سرزمین گرمسیری و این بسیجیان همان پروانه هایی هستند که به دور شمع هایی که همان شهدایند می چرخند و این نور طلوع فجر همان "ولایت فقیه" است که نوید دهنده بیداریست و بشارت دهنده صبح! یا صاحب الزمان! کمکمان کنید تا آخر بسیجی بمانیم!
خدایا! ما را آنچنان بسیجی مکتب علی قرار بده، که مرگ هم عاجز شود از جدایی ما!


جهت سلامتی و تعجیل در ظهور حضرت صاحب الزمان و برای سلامتی و طول عمر با عزت امام خامنه ای یک حمد و 14 صلوات...

 

پ.ن: الحمد لله، به دنبال برخی تعمیرات منزل پاور سیستممان که یادمان رفته بود از برق بکشیم سوخته است... این نشان می دهد که برق خوب است ولی زیادش مضر است... مثل بعضی از اعمال مباح و مستحب! که یهو میزد بالا و از کار واجب میندازدت!  ... خلاصه وظیفه دانستیم  از تمامی بزرگوارانی که به این مکان لطف دارند جهت عدم پاسخ احتمالی عذر خواهی نمایم...

 

 

 


یکی میگفتن "اگر گفتید با این همه عاشق و ذوب شده که تعدادشان بیشتر از ۳۱۳ نفر است چرا امام زمان ظهور نمی کند؟! یک جای کار بدجور میلنگد!"
اولا جواب را خدا میداند!
ثانیا امام صادق (علیه السلام) که چهل هزار شاگرد داشتند فرمودند اگر من به اندازه این رمه (احتمالا ۱۷تا) سپاه داشتم قیام می کردم!
ثالثا لشگر امام زمان ۳۱۳نفر نیست! بلکه میگویند ۳۱۳ فرمانده دارد! به اسناد فراوان از انسانها و اجنه و ملائک هزاران هزار در لشگر حضرت هستند که احتمالا عاشق حضرت هم هستند!! یعنی بیشتر از این عاشقانی که بهشون گیر دادی!
رابعا امام زمان ۳۱۳ تا به قول شما عاشق خالی که نمیخوان، ۱ویژگی هایی بجز عشق هم حتما هست!! خواجه ربیع هم علی (علیه السلام) را دوست داشت ولی از جنگ صفین سر باز زد! مختار هم در صفین شرکت نکرد! پس فقط به دوست داشتن نیست!

خامسا همه میدانیم كه تنها شرط ظهور حضرت داشتن یار و یاور نیست و شرایط دیگر هم وجود دارد...  شما از كجا به این اجتهاد رسیدید كه تمامی شرایط ظهور حضرت فراهم شده است و فقط شرط داشتن یار برای حضرت فراهم نیست!

برادر یا خواهری که این شبهات را دانسته یا ندانسته بیان میکنی یا بهتر بگویم تکرار میکنی، ببین داری کجا رو میزنی. ببین داری پازل چه کسی رو تکمیل می کنی... وقتی طاقت ندارند "بیعت امت با امام" را ببینند این شایعات را درست میکنند. که چه؟! تا بگویند این فریب کاری حکومتیست یا اینان مسلم واقعی نیستند! این امت مسلمان ایمانش ضعیف است؟! اخلاص ندارند؟! خوش به حال شما مومنین و مخلصین که امام زمانتان را در کاخهای سفید و سرخ زیارت میکنید! لطفا اجازه بدهید این ملت پابرهنه، این ملت جهان سومی، این ملت در حال توسعه،این ملت عقب مانده، این ملت با آمار فلاکت بالا، این امت غیور اسلامی به عشق زیارت امام زمانشان دستی به فولاد ماشین نائبش بکشند!! چیزی از دنیای شما کم میشود؟! شما فحشت را بده! شما شبه ات را بیانداز! شما فیلم هالیوودی بساز! شما تبلیغاتت را انجام بده! شبکه کم دارید؟! رسانه ندارید؟! ماهواره تان در فضا نیست؟! من که میدانم خودت هم فهمیده ای این همه ماهواره به قول حسین قدیانی حریف ماه پاره ما نمیشود! حالا که جرات نداری به ماه ما نزدیک شوی، میخواهی به ماه و ستاره ما ایراد وارد کنی؟! فک کردی ما هم مثل تو کوریم که فرق ماه و کرم شب تاب را متوجه نشویم؟! به قول دیپلماسی نوین جهانی "آب رو بریز اونجایی که میسوزه"!
ولی برادر یا خواهری که این شبهات را تکرار میکنی، حواست را جمع کن! اوضاع آخر زمان حساس است خیلی از مدعیان منکر حضرت میشوند!! به واسطه همین شبهات، همین حرفها، همین تکرارها! منی که حرفت را رد میکنم هم همینطور! شما كه هیچ ولی من به درك یكی دیگر می آید با هزار تا ذهنیت دیگر این را می خواند و خدای نكرده ممكن است چپ كند... من كه نمی توانم، شما می توانید در قیامت جوابگو باشید؟!
خدایا! بر ایمانمان بیافزا و با عمل صالح ما را مسلح به تقوی بگردان!
خدایا! ما را از منتظران و یاران و شهیدان در راه صاحب الزمان قرار بده!

جهت سلامتی و تعجیل در فرج حضرت صاحب الزمان و سلامتی و طول عمر برای امام خامنه ای یك حمد و 14صلوات...

 

 



همه پیوندها