تبلیغات
یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد

یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد

به وداعی دل غمدیده ما شاد نكرد

صدای زنگ مدرسه! البته ما همیشه در حسرت این بودیم که زنگ مدرسه ما رو هم با چکش به یه تخته آهنی بزنن! مثل همونی که تو اخبار نشون میداد!! کتابهایی که به وسوسه بوی نویی که میدادند، تو این چند روز اندازه کل سال ورق میخورد تا در هوای خردسالی آن را خالی از هر عطری میکردیم. جنگ و دعوا با خونواده واسه نوع جلد کردن کتابها و دفترها. دفترهای ۴۰، ۶۰ یا ۱۰۰ برگی که پشتش یه نفر روی تخته نوشته بود:"تعلیم و تعلم عبادت است" جمله ای که نه در ابتدایی فهمیدیم معنیش چیه و نه تو راهنمایی. تو دبیرستانم که نسلش تقریبا ور افتاده بود! همیشه هم عاشق نوشتن طرف چپ کاغذهای دفتر بودیم چون از طرف راستش تمییزتر بود! چند تا مداد مشکی و ۲تا مداد قرمز، بعدها هم انواع و اقسام خودکار بیک که واقعا خودکار چندکاره ای بود! از پرتاب با فوت کاغذ گرفته تا پرتاب پوست پرتقال با استفاده از فشار هوا. ته خودکار بیک هم حال میداد واسه فوتبال رومیزی! هرچند نه توش پا به کار میرفت و نه توپ ولی اسمش فوتبال بود و عشق ما بردن هم نیمکتی مون! اون زمان داشتن خودکار استدلر هم کلاس خاص خودش رو داشت. خودکاری که راحتتر از بیک جوهر پس میداد و کل کیفو کتابامون رو به گند میکشید. مداد تراش هم یک وسیله اغلب تجملاتی بود که ما از اون برای درست کردن تار عنکبوت به وسیله پوست پرتقال استفاده میکردیم! پاک کنهای سفیدی که روش عکس فیل بود و بعد از چند بار استفاده کردن گوشه هاش سیاه میشد، ولی مگه ما کم میاوردیم! اینقد روی نیمکت یا روی دیوار میکشیدیمش تا دوباره سفیدش کنیم!پاک کن های دورنگی که یه طرفش قرمز بود و طرف دیگه اش آبی! طرف آبی برای پاک کردن خودکار و طرف قرمز برای مداد. اگه طرف قرمزش تقریبا خطهای مداد رو پاک میکرد، ما معجزه ای جز پاره شدن کاغذ دفترمون از طرف آبیش ندیدیم!

همیشه مداد رو وقتی بکار میبریم که تو عملی که انجام میدیم علم کامل نداریم و تو درست و غلط بودنش شک داریم. این اشتباهات مدادی هر چند جاش برای همیشه کمی میمونه ولی بالاخره پاک میشن! ولی امان از دست اشتباهات خودکاری! وقتی که کمی سنمون رفت بالاتر و اعتماد به نفس پیدا کردیم شروع کردیم با خوکار نوشتن. اشتباهات از روی علم و از روی غرور داشتن علم، از اون روزی که خودکار دستمون گرفتیم شروع شد! اوایل که فکر میکردیم با طرف آبی پاک کن میشه پاکش کرد ولی اولین باری که استفاده کردیم دیدیم، طرف آبی، جوهر رو پاک نمیکنه، بلکه دفتر رو سوراخ میکنه! از اون به بعد بود که دفترمون یا پاره شد یا خط خطی! این دفتر به هیچ دردی نمیخوره. فقط آبروی آدمو میبره!

خیلی از گناهها هر چند با توبه بخشیده هم بشوند ولی اثرشان باقی خواهد ماند، ولی امان از گناهانی که با علم انجام میدهیم! هرچند امیدواریم به پاک شدنشان ولی خودمان هم میدانیم هر کاریش کنیم باز دفتر دلمان را خراب میکند!

 

 

 


شهرداری محترم زحمت کشیدن در سطح شهر بنرهای زیادی به مناسبت هفته دفاع مقدس نصب کردند و بنده خداها سلیقه به خرج دادند، با این کلیت:

ما رفتیم، برای خاک ایران زمین

ما رفتیم، برای عفاف ایران زمین

ما رفتیم، برای امنیت ایران زمین

مارفتیم جنگیدیم، برای ... .

الی آخر... برادر یا خواهری که این اراجیف رو نوشتی(انشاالله که با نیت سوء نبوده) میفهمی داری چی کار میکنی؟! میدونی داری پا جا پای کیا میذاری؟ میدونی داری خواسته یا ناخواسته جنگ رو تحریف میکنی؟ هرچند ایران و فرهنگ ایران برای بنده نه تنها دوست داشتنی، بلکه افتخار است، اما این دلیل نمیشود به پاکی و قداست جنگ و شهدا ظلم کنم! تخفیف شهید اسلام به شهید میهن یک پروسه ای است که از بعد جنگ شروع شده است و متاسفانه ادامه هم دارد. برای اینکه متوجه منظور شوید به این وصیت نامه توجه کنید:

شهید محمد اسماعیل محمدولی: من برای انتقام از کسی یا یک وجب خاک نجنگیدم...

این رقم وصیت نامه ها زیاد است، و تقریبا همه وصیت نامه ها با این حرفهایی که ما امروز در تبلیغات میبینیم متضاد است. تحریف تاریخی که بیست سال از آن گذشته است، آنقدر وسیع است که امروز اثبات اسلامی بودن جنگ نیاز به سند و مدرک دارد!! درست است که یک عده ای هم برای دفاع از کشور راهی جبهه ها شدند ولی امری که بدیهی است و فضای جبهه ها هم بیان کننده این موضوع بود، جنگ حق علیه باطل بوده است. البته این برای آن کس که یک روز جبهه رفته باشد نیاز به اثبات ندارد، درد ما از این است، افرادی که بعضا حتی صدای آژیر خطر را هم نشنیده اند، امروز میکروفن دستشان است! بعضی هم ندانسته و از روی غفلت آن حرف را تکرار میکنند. آدم کمی فکر کند این سناریو را به وضوح میبیند که می خواهند شهدای ۸سال جنگ تحمیلی را به شهدای ایران زمین تبدیل کنند. حاصل این سناریو چیست؟!

۱.شهدای میهن فقط در ۸سال دفاع مقدس که نبودند، به قول "در چشم باد" رضا خان هم در جنگ جهانی شهید میهن داد! آخرش میشود اینکه به گردن سرباز هخامنشی هم چفیه بیاندازیم!!

۲.تضعیف دفاع مقدس! جنگ تحمیلی از حیث اینکه یک جنگ اعتقادی بود، بعد از جنگهای صدر اسلام بی بدیل است. یعنی ما در سراسر دنیا هر جنگی داشتیم جنگ قدرت بوده است، بجز این ۸سال که یک دفاع مقدس و اعتقادی بود. ولی این نوع شعار دادن ها، حاصلش خروج از جنگ اعتقادی به یک جنگ نهایتا ناموسی است!!

۳. تضعیف شعارهای انقلاب اسلامی! با پذیرش این شعرهای جدید خواه یا ناخواه یک سری از شعارهای خاص انقلاب را لگدمال کرده ایم! "جنگ،جنگ، تا رفع فتنه از جهان". این شعار الان در کجای کشور دیده میشود؟! یه راهنمایی میکنم: گشتیم نبود، نگرد نیست!

۴. ایجاد شبهات! به هرحال وقتی ما هدف جنگ را تحریف میکنیم، برخی از فعالیتهای زمان جنگ را هم به تبع از آن ناصحیح تعریف کرده و در نسل امروز و دیروز شکاف عمیقی ایجاد میکنیم. مثلا با استدلال شهید میهن یا جنگ برای دفاع از خاک، به هیچ وجه نمی توان اعزام نیرو به لبنان را توجیه کرد. نتیجه اش چه میشود؟! "نه غزه، نه لبنان، فقط فلات ایران"

مثلا نمی توان والفجر ۸ را توجیه کرد! و این شبه مطرح میشود که بعد از سال ۶۱ و فتح خرمشهر چرا جنگ را ادامه دادیم؟! چرا مهدی باکری در کیسه ای دجله ماند و برنگشت تا شهید شد؟! و انواع و اقسام سوالات دیگر که با این استدلال غلط خود به خود، در ذهن ما جنگ ندیده ها، ایجاد میشود. تنها جوابی که به همه این شبهات میتوان داد، این است که "۸ سال دفاع مقدس، یک جنگ مقدس و اعتقادی بود"

 

 

 


همیشه معیار خوب و بد بودنم را با ورق ورق نگاهت میسنجم. ای مونس دردهایم! ای همدرد دلم و ای دلم, هرگاه تنها میشوم طنین کلماتت هدایتگر اشکانم است. هرگاه خسته میشوم نگاه تو دلم را آرام می کند. هرگاه بی پناه میشوم سایه ات بزرگترین سرپناه من میشود. هرگاه آبرویم میرود تو را ضامن قرار میدهم. باورم نمیشد که هنوز چند روز از همنشینی یک ماهه من و تو نگذشته باشد و هنوز جای نوازشت روی سرم باقی باشد و هنوز خاطره شب زنده داری من با تو در ذهنم باشد. و دشمن مشترک من و تو، فقط تو را بسوزاند و من...هرچند سوختم ولی شرمنده باشم از ماندنم. ای قرآن! ای کلام معبودم!

"یریدون ان یطفیوا نور الله بافواههم و یابی الله الا ان یتم نوره و لو کره الکافرون"

 

 

 


مسلمانان همواره تایید كننده سایر ادیان بوده اند و هستند... پس فك نكنید این بار هم شما می توانید انجیلها را سر نیزه كنید و "جنگ صلیبی 2" راه بیاندازید... گیریم شما تا  "جنگهای صلیبی6" هم بازی بسازید... ما مخلص حضرت مسیح هم هستیم ولی مطمئن باش همانطور كه "حواری شماره 13" به صلیب كشیده شد، تو را هم آویزان خواهیم كرد... اگر باور نداری برو از كارتر ملعون بپرس ... كه به گفته خودش خمینی مرا بر كنار كرد!!

امروز فقط این شعار كه بر دیوار لانه جاسوسی نوشته شده بود، در ذهنم می گذشت: "خمینی می رزمد/ كارتر می لرزد" و این شعار كه بعد از نماز سردادند: "اگر امام اذن دهد، كاخ سفید را ویران می كنیم، با خاك یكسان می كنیم."

و امروز نوبت توست اوباما! تویی كه هنوز نمی دانی پدرت دقیقاً‌ اهل كجاست... تویی كه هنوز در ژستهای "تغییر" گیر كرده ای و تنها چیزی كه تغییر دادی سگ دخترت بود... ما از همان روز اول دست چدنیت را دیدیم... حتی در پیام عید نوروزت... وقتی با آن لهجه مسخره ات گفتی: "عید مبارك" فهمیدیم كه میخواهی فتنه ای به راه بیاندازی... چون پدرانمان یاد دادند به ما" سلام گرگ بی طمعه نیست" تو به خیالت چون پوستت سفید نبود و مویت بلوند و چشمت رنگی، میتوانی از بقیه مردم سواری بگیری؟! تو به خیالت مردم دنیا فقط از ظاهر آنگلوساكسونی متنفر هستند؟! مردم از آن عقابی كه در هر بالش 33 پر هست خسته شده اند! مردم از آن چشم جهان بین متنفر هستند... مردم از لیبرالیسم متنفر شده اند*... باز هم یادش بخیر: "ما می گیم خر نمی خوایم، پالن خر عوض میشه"... امروز خر استبداد در حال عوض كردن آخرین پالن خودش است... دموكراسی و لیبرالیسم را خدا بیامرزد... زهی خیال باطل! تمام مردم دنیا دیگر آن خر را میشناسند... حالا هر رنگی كه بهش زده بشه فرقی نداره! "نه خر میخوایم نه پالن/ لعنت به هر دوتاشون"

.

.

آل سعود! فك نكنید از شما خواهیم گذشت... صدایی هنوز از جماران به گوش میرسد: "ما اگر از صدام بگذریم، از آل سعود نخواهیم گذشت" مرگ بر شما... مرگ بر مذاكره هایتان! مرگ بر اسلام صیهونیستیتان! امروز هر چه ما میكشیم از شماست! در فلسطین نفت شما تانكهای اسرائیل را راه میبرد! در عراق فتنه شما برادر كشی بین شیعه و سنی راه انداخته است... در لبنان و افغانستان و پاكستان هم... شیعه كشی را كه شما در پاكستان با پولهایتان به راه انداختید... حال مگر همه مرده اند و خیالتان راحت شده است كه دیگر پول به پاكستان نمی دهید؟! ... اهانت به كتاب مسمانان را چگونه توجیه خواهی كرد؟! باز هم به مسلمانان پارس میكنی و دمت را برای آنها تكان میدهی؟! مرگ بر شما! مرگ بر افكار صیهونیستیتان!

یا حیدر كرار! یا قتال عرب! یا امیر مومنان! شما صیهونیست را چه در لباس یهود، چه مسیحیت و چه اسلام خوب میشناسید...

امیر المومنین ای شاه مردان       دل نا شاد ما را شاد گردان

 

 

*حلزونهای خانه به دوش (شهید آوینی): آزادی در غرب، نقابی است برای پوشاندن چهره انكار دین


خوشا آنكه در غم تو قلب مبتلا دارد          ***به دست صفحه ی ذكر و لب دعا دارد

فقیر گوشه نشین محبتت هستم            ***          بساز با دل آنكه فقط تو را دارد

سحر بدون حضورت غروب دل تنگی ست  ***        دلم برای تو كی رغبت غذا دارد

كنار سفره افطار ما نمی آیی                   ***    كه احتیاط، یقین لقمه های ما دارد

چرا ظهور تو را در گناه می جویم؟              ***  تفكری كه فقط حاصل فنا دارد (كنایه فهما!)

پناه بر تو از این فتنه های شیطانی           *** كه عزم دشمنی و كینه با شما دارد

اگر چه جاهلم و پرگناه می فهمم             ***      كه پیروی از شما قیمت خدا دارد

بگو رود به كناری بمیرد از ذلت                   ***    كسی كه دل زمرام شما جدا دارد

بیا و در شب احیاء مرا هم احیا كن            ***    كه مرده دل،‌در حریم تو جا كجا دارد

به قدر ذره، شب قدر اگر مرا نخری            ***  چه ارزشی دگر این عمر بی بها دارد

حسین نیت شب زنده داریم باشد          ***   دلم هوای سحرهای كربلا دارد

طواف مرقد شش گوشه حسین غریب ***  امام من به خدا با شما صفا دارد

 

پ. نوشت:

آیا زمان رفتن تو سوی مادر است                      خیلی به یاد فاطمه ای روز آخرت

دلشوره ام شبیه هراس مدینه است                      رنگ كبود پر شده در دیده ترت

از مسجد مدینه كه خیری ندیده ای                         یادت كه هست .... . .... یاورت

حالا كه نیست مادر من، دخترت كه هست     حتی حسین هم به فدای تو و سرت

منبع: مسجد ارك



همه پیوندها