عده ای می گفتند: حکومت یعنی جنگ بین علویان و امویان! چه فرقی می کند علی باشد یا معاویه؟! این افراد کم نبودند، از همان موقع هم ادعای روشنفکری داشتند. اصلا از همان روزها و حتی قبل از آن (حتی از زمان عمو قابیل!) روشنفکری را مترادف میدانستند با زیربار هیچی نرفتن و تسلیم هیچ فکری نشدن! روشنفکری یعنی هرچی من میگم! یه چیز تو مایه های کله خر خودمان!! که ترجمه جدیدش شده است روشنفکر!! حال که معنای روشنفکری همان شنیدن حرفها و پذیرفتن نیک ترین حرف است، بدون وابستگی های احساسی و شخصی... بگذریم... مجال آن نیست برای یک مشت کله خر متحجر روشنفکر، اثبات کنیم که روشنفکری نقطه مقابل شماست، پس بگذریم... آن زمان (قرن یک هجری) این مثلا روشنفکرها کندرو و تندرو و رادیکال هم داشتند. کندروها که گفتند به ما چه! ما زندگیمان را می کنیم و با حکومت کاری نداریم! اینا اصلا ربطی به روشنفکریشان ندارد، اگر متحجر هم بودند به همین حال بهم زنی بودند! تندروهایی هم که گیج میزدند گفتند: ما مسلمان کشی نمی کنیم یا غلاف کردند یا برای نگهبانی از مرزها رفتند یک گوشه ای! رادیکالها هم که همان خوارج معروف بودند گفتند: خسته شدیم از دست اینها، نه علوی و نه اموی! می جنگیم و حکومت جدید تاسیس می کنیم، حکومت قرآن... این سه گروه از یک بی فکری متفکرانه ناشی می شود!! یعنی یک تصمیم کاملا خارج از محدوده عقل. حال چه می شود که انسان فرق بین دو حکومت را نمی فهمد؟! زیاد سخت نیست. چشمت را ببند و هر چیز گردی که به دستت می دهند بگو گردوست. با همین استدلال می گویی حکومت، حکومت است، دیگر آن علوی و امویش هم برای گول زدن مردم بدبخت است... با چنین تصور ابلهانه ای می شوی یک روشنفکر در حد عبدالکریم سروش! و شاید بهتر!
و امروز این تصور برای برخی در حدی جا افتاده که می گویند چرا مصر و تونس و اخیرا انشاالله یمن و بحرین تونستن ولی ما نتونستیم؟! استدلال گردو را هم به حکومت و هم به مردمش بسط می دهند! حال که نه این مردم آن مردمند و نه این حکومت آن حکومت!
یک توصیه برای ضدانقلابان طرد شده از ملت: اگر می خواهید برنامه ریزی کنید، حداقل یک بار تعریف انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی را منطقی و عقلی برای خودتان بخوانید... نقاط ضعف و قوت را بررسی کنید... خسته شدیم از بس هر کاری کردید آخرش به نفع نظام شد! یکم فکر کنید... اصلا شاید یک بار از عقلتون استفاده کردید و دیدید که جمهوری اسلامی اونقدرا هم که فکر می کردید بد نیست!! یکم فکر کنید شاید فهمیدید فرق بسیج را با مزدوران اجیر شده مبارک و قذافی! کمی فکر کنید شاید فهمیدید فرق ملتی که بعد از ۳۲ سال از انقلابش حمایت می کند با ملتی که سریع پیروز شد اما دوباره گوشت را سپرد دست گربه! شاید بفهمید فرق بین انقلابی که (حداقل) ۱۵سال طول کشید را با انقلاب ۱۵روزه مصر! شاید بفهمید آن مادر شهید را! شاید فهمیدید کسی بخاطر یک ساندیس از ۸صبح تا بعدازظهر در خیابان نمی ایستد! آخه احمق... آدم دلش واسه آدم جاهل میسوزه... ببخشید که به حضرات عقل کل پیشنهاد دادم فکر کنند...
این قول را می دهم که قوی ترین حکومت امروز دنیا جمهوری اسلامیست و سرنگونی این نظام از دست هیچ احدی ساخته نیست. قوی تر از بسیج که نداریم، بسیج هم نمی تواند! به قول وزیر محترم که گفتند:اگر خود ما هم بخواهیم نمی توانیم جلوی تولید علم را بگیریم.آری! این عبارت تعمیم دارد به تمام لایه های نظام. نه تظاهرات، نه کودتا، نه جنگ سخت و نه جنگ نرم حریف این نظام نمی شود... این انقلاب با آه مظلوم به آسمان بلند شده و با خون شهیدان پایه هایش را در زمین محکم کرده است. ای ضدانقلابها، ای کوردلان اگر می خواهید نظام را برگردانید، کاری کنید که مظلومی آه نکشد. کاری کنید که خون شهدا که دوامش تا قیامت است از بین برود... شما چه می فهمید شهید چیست، چه می فهمید مظلوم کیست... این انقلاب، انقلاب پابرهنه هاست. شما چه می فهمید پابرهنه یعنی چه؟! این را خود ما هم نمی فهمیم چه برسد به شما!!
.
.
ظهور نزدیک است...