این چن روز دوباره یاد قدیما افتادم. بازی های قدیمی!

چه بازی هایی داشتیم ولی الان چی؟!

یه بازی بود كه بیشتر راست كار دختر خانم ها بود. یه دایره درست می كردن دستاشونو با هم زنجیر می كردن و آروم شروع می كردن به چرخیدن ... بلند می خوندن:

" آسیاب بچرخ.

می چرخم.

تندتر بچرخ.

می چرخم.

آسیاب بشین

می شینم

آسیاب پاشو

پا می شم.

آسیاب بچرخ

می چرخم

تندتر بچرخ

می چرخم!

آسیاب تندترش كن، تندتره تندترش كن. آسیاب تندترش كن، تندتر تندترش كن. آسیاب تند...

همین طور سرعت چرخش رو زیاد می كردن تا بالاخره. یكی كم می آورد و دیگه نمی چرخید!!

.

.

خیلی وقتا پیش میاد كه تو زندگی مون یه سری كارها رو انجام می دیم و فك می كنیم كار خوبی داریم می كنیم!! در حالیكه در همون موقع یه كار واجبتر داشتیم! ولی دلمون نخواسته كه كار خوبتر رو انجام بدیم و تنبلی كردیم!

خدمت حضرت آیةالله بروجردی رسیدند و عرض كردند كه انسان بسیار مومنی از دنیا رفته، واسشون یه نامه بنویسین كه فلان جا دفنش كنن، چون گفتن نیاز به اجازه شماست.  حضرت دست به قلم بردن بنویسن كه یه سوال پرسیدن:‌ این بنده خدا تا الان چه كارها كرده كه شما می گین بسیار مومن هستن؟! عرض كردن : انسان بزرگی بود طی 15 سال اخیر بلا استثنا در نماز جماعت ها شركت كردن و همیشه هم در صف اول بودن. تا این را گفتن حضرت قلمشون را رها كردن. عرض داشتن مگه ما حرف بدی زدیم. حضرت فرمودند: حرف شما یعنی این فرد طی 15 سال كاری واجبتر از نماز اول وقت نداشته!

خیلی وقت ها پیش میاد از ترس اینكه بخوایم خلاف نفسمون عمل كنیم، پشت یه كار خوب قائم می شیم! (به قول قرآن نفسشون (شیطان) اعمالشون رو براشون زینت می ده) حتی بعضی وقت ها خودمون می دونیم كه به جای اینكار كه داریم می كنیم، فلان كار واجبتره كه انجام بدیم! ولی چون رو خودمون كار نكردیم، افسارمون دست نفسمونه!

یه مثال دیگه بزنم!

می دونی چرا شیطون به انسان سجده نكرد! شیطونی كه هزاران سال عبادت خدا رو می كرد،‌ و به قول خودمون خاطر خواه شدید خدا بود، كه اگه خدا لب تر می كرد جون می داد، وقتی خدا امر كرد، چرا به انسان سجده نكرد؟!

چون دلش نمی خواست! بدبخت گفت حاضرم صدها هزار سال ترا سجده كنم (چون دلم می خواد و خوشم میاد) ولی یكبار به آدم سجده نكنم! اگه شیطون كمی رو خودش كار كرده بود، كمی تو دهن نفس خودش زده بود. هیچ وقت بد بخت نمی شد. و به جای عبادت كمی هم اطاعت خدا رو میكرد.

ما كه خدای نكرده نمی خوایم شیطون شیم. پس اگه نفست بهت گفت: آسیاب بچرخ! بگو نمی چرخم. اگه گفت بشین. وایستا! با این كارها قوی می شی. یادته كه گفتم اونی كه قوی تره باقی می مونه! بزن تو دهن خودت تا وقتی كه آسیاب تند تند شروع كرد به چرخیدن، تو كم نیاری و از آسیاب نیافتی!

می دونی كه آسیاب الان از آسیابی كه بچگی سوارش می شدی، خیلی بزرگتر شده!‌ اگه بیافتی...!