امشب حضرت پدر تشریف آوردند به اتاق حقیر برای سركشی!! اول آمدند كتابهای دور و برم رو نگاه كردند تا ببینند هنوز مسلمانم یا نه! الحمدلله در آن لحظه كتاب درسی مطالعه می كردم و نزدیكترین كتاب دیگری كه بود غررالحكم و كمی آنطرفتر الاستفتائات كمی آنطرف تر باز پر كتاب درسی و جزوه و لای جزوه ها حدیث توحید مفضل و دوباره كتاب درسی و بعد چن تا cd و بعد ... تا رسید به كتابخانه!‌ یك كتابخانه در اتاقم هست كه كتابهای من در ادامه كتابهای ایشونه و یه كتابخونه اكثراً‌ كتابهای حقیر! بالا بغل قرآن و مفاتیح و كمی آنطرفتر نهج البلاغه و صحیفه، كتاب قبض و بسط تئوریك شریعت و حسین وارث آدم و كویر و من او و بیوتن و ... حضرت پدر یك نگاهی به بنده انداختند رفتند طبقه دوم: آثار مطهری (انواع و اقسام)، آداب الصلاه و اسرار اصلاه و چهل حدیث و ... سلوك عارفان و ...  حماسه و عرفان و ... رازهای نماز و...  با تعجب نگاهی به سمت من...!! طبقه سوم:ملك نیا،  گایتون، و بهرام الهی، مسلم بهادری رابینز، سیسیل، هاریسون و ...!

با كنایه فرمودند: تو جاسوس آمریكایی یا انگلیس یا روسیه؟!

به یاد احمد شامل مبلغی خنده فرمودیم حالمان بهتر شد! خودم هم تا الان به چینش كتابهام دقت نكرده بودم!! واقعاً‌ هركس دیگه ای هم بود به ما می گفت جاسوس! باید خانه تكانی كنم!

شاید قبض و بسط تئوریك شریعت جایش در طبقه قرآن نباشد....

.

.

التماس دعا