تو این وان افسای کمبود وقت یکی از دوستان در یک جلسه ای که مربوط میشد به حضرات شهداء، این قسمت از وصیت نامه یک شهید (به قول خودش از همین شهدای بی سواد محلمان!! ک اسمش را هم نمیدانم!!) را به منظور این كه اینا قدیمیه و امروز ادبیات عوض شده به كار برد ...  ولی ما دیدیم نمیشه سرسری از آن گذشت و حداقل دو روز منبر و سینه زنی لازم دارد و سر آخر هم باید همه را خبر کنیم و چند دسته زنجیرزنی و شاه حسینی در سطح شهر از میدان تجریش تا میدان راه آهن راه بیاندازیم و از آنجا ۲روز دیگر در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی تحصن کنیم و منبر برویم که: ای علماء و دانشمندان و پژوهشگران و فلاسفه عالم! بیاید که پای این یک جمله وصیت نامه شهید بیسواد شهرک وحدت کرج، مراسم قمه زنی داریم!

ای آقایی که دوسال است داری منبر میروی از این دانشگاه به آن دانشگاه که ای دانشجویان بی بصیرت سبز! هر کی ضد ولایت فقیه باشد جیز است! ای بی بصیرتانی که سوزنتان در محاکمه سران فتنه گیر کرده است! ای باسوادان،ای افسران و ای فرماندهان جنگ نرم! بیا بشین پای همین یک جمله و بفهم بصیرت به چی میگن! بیا بشین پای عقل این شهدا تا هم محدوده دهان گشاد کارتر را برایت تشریح کنند و هم نقشه راه برایت بنویسند از لت و پار کردن آن پوزه سگ! بیا تا برایت الله اکبر را توضیح بدهد و هم لا اله الا الله را! بیا تا هم برایت توضیح بدهد که آوینی چرا گفته است که غرب تو خون ماست، هم برایت  phlebotomy‏ کند و آن خون غربی را از رگت خارج کند! مگر میشود که خون غرب نجس نباشد؟ و مگر میشود تا وقتی این خون در رگ ماست، نمازمان درست شود؟ مگر میشود لااله الا الله گفت و به دهان نجس کارتر مشت نکوفت؟!

ای عزیز! تا وقتی نفی قدرت غیر الله در وجودت نباشد، محدود به الله نخواهی شد و تا وقتی محدود به الله نشوی، امکان خلوص نداری و تا وقتی خالص نشوی هیچ عملی از تو پذیرفته نمی شود! ای خاک برسرم با این مسلمانیم!

خدایا ما را مدیون خون شهدا ممیران!