همیشه معیار خوب و بد بودنم را با ورق ورق نگاهت میسنجم. ای مونس دردهایم! ای همدرد دلم و ای دلم, هرگاه تنها میشوم طنین کلماتت هدایتگر اشکانم است. هرگاه خسته میشوم نگاه تو دلم را آرام می کند. هرگاه بی پناه میشوم سایه ات بزرگترین سرپناه من میشود. هرگاه آبرویم میرود تو را ضامن قرار میدهم. باورم نمیشد که هنوز چند روز از همنشینی یک ماهه من و تو نگذشته باشد و هنوز جای نوازشت روی سرم باقی باشد و هنوز خاطره شب زنده داری من با تو در ذهنم باشد. و دشمن مشترک من و تو، فقط تو را بسوزاند و من...هرچند سوختم ولی شرمنده باشم از ماندنم. ای قرآن! ای کلام معبودم!

"یریدون ان یطفیوا نور الله بافواههم و یابی الله الا ان یتم نوره و لو کره الکافرون"