تبلیغات
یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد - مطالب مهر 1389

یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد

به وداعی دل غمدیده ما شاد نكرد

میگویند خدا به واسطه ی دعای قوم بنی اسرائیل، منجی شان را به روایتی 150سال زودتر رساند. و حضرت موس علیه السلام را به دادشان رساند... خدایا! بیچاره ما كه پیش تو از خاك كمتریم!

جهت سلامتی و تعجیل در فرج حضرت صاحب الزمان و سلامتی و طول عمر برای امام خامنه ای یك حمد و 14صلوات...

 

 

 


می گویند: ماشین ایشان باید همیشه در خیابان راه بیفتد و مردم در خیابان بدوند تا دست به سر و گوش ماشین بکشند.اگر افرادی هستند که اینکارها را می کنند ایشان نباید راضی به دواندن مردم به دنبال خود بشود. این کارها تحقیرآمیز است.ولی اینقدر انجام شده که برای خیلی ها عادی شده. بلا تشبیه-امام علی (ع) هرگز اجازه نداد مستقبلین به دنبالش بدوند. او صریحا به اهالی شهر انبار اعتراض کرد که به شیوه شاهان ایران به استقبال و بدرقه من نیائید و دنبال مرکب من ندوید.
وقتی امام علی علیه السلام به شهر انبار وارد شد، مردم شهر از مرکب های خود پیاده شدند و پیشاپیش امام دویدند. امام با عصبانیت فرمود: این چه کاری است که انجام می دهید؟ گفتند: یکی از عادت های ماست که به وسیله آن، حاکمان خود را گرامی می داریم....

در جواب به این شبه ای كه غربی ها خودشان را كشته اند تا از نهج البلاغه استخراج كنند باید عرض شود: با استناد به سفر حکومتی رسول الله به شهر مدینه و استقبال حکومتی تر مردم مدینه از پیامبر! با توجه به نهج البلاغه پیامبر مکرم اسلام هرچند معصومند ولی اشتباه کردند که مردم از او استقبال کنند... آن هم نه فقط در شهر مدینه! بلکه از بیرون شهر تا شهر یثرب!
حالا سوال پیش می آید که کدوم معصوم بزرگوار معصوم نبودند و اشتباه فتوا داده اند؟!
نظرتان را جلب میکنم به سفر اجباری علی بن موسی الرضا (علیه السلام) از مدینه تا مرو... حضرت را از مسیری عبور دادند که به پست هیچ شهر شیعه نشینی نخورند! امام را از بصره آوردند تا از کوفه رد نشوند... از اهواز آوردند... و از قم نیاوردند... تا رسیدند به نیشابور که بیست هزار استقبال کننده آماده تشریف فرمایی حضرت بودند... آنجا دیگر مامورین نتوانستند جلوی مردم را بگیرند و شد "سلسله الذهب"... در کل تاریخ این باشکوه ترین استقبال از امام معصوم بود که آن هم به نام علویان ایرانی ها ثبت شد!!... و دیگر از هیچ امامی به این صورت استقبال نشد... و این منجر شد به اینکه حسادت مامون برانگیخته شود و خطر امام را به جای مدینه در مرو احساس کند و نهایتا منجر شد به شهادت امام غریب!
آری! اگر علی (علیه السلام) اجازه ندادند در زمان خلیفه ملعون از ایشان استقبال شود شاید به این دلیل بود که امام قبل از خلافت به دست حسودان به شهادت نرسند یا برای ایشان محدودیتهایی ایجاد کنند که دست مردم از ایشان کوتاه شود ... که اگر علی (علیه السلام) با آن همه نشانه و آیه خانه نشین تر از آن میشدند، دیگر نوبت به سایر ائمه نمیرسید...
آری فرق است میان استقبال از امام در زمان تقیه، تا زمان حکومت اسلامی! در زمان حکومت اسلامی استقبال از امام بزرگترین معنایش بیعت است. معنایش اقتدار اسلام است. و اسلام آمریکایی هرچند با بیعت عناد دارد ولی میداند "بیعت با امام" بساط کفر آنها را به عصر جاهلیت پیوند میدهد. عجب نیست که جرس و بالاترین و سایر مسلمین آمریکایی استدلال روایتها را نفهمند. و باز هم عجب نیست که مردم با بصیرت قم به نمایندگی تک تک ایرانیان دست بیعت حتی به ماشین فولادی حضرت بزنند! همینمان مانده که پیرگاوچرانان ایالات متحده کثیف و پیرروباهان انگلیس خبیث برایمان از اسلام علوی صحبت کنند... آقایان الاغ! آن کودک 5ساله که کفن به تن کرده بود و روی آن نوشته بود جانم فدای رهبر بصیرتش از کل استعمار پیرتان بیشتر است! نوزادان تازه به دنیا آمده در جمهوری اسلامی از پیران روی تخت بیمارستانهای فوق پیشرفته غرب كه در حال مرگند، فهمیده ترند... چون نوزادان ما اولین کلامی که در گوششان میشنوند الله اکبر است! و آن کودکان مسن! تا آخر عمرشان بویی از بزرگی خدا نبرده اند!
قم دیروز مثالی شایسته بود از امت اسلامی ایران! مامون 1300 سال پیش مردم قم را میشناخت که اجازه عبور امام رضا از قم را نداد... آری حضور امام خامنه ای در روز میلاد امام رضا موهبتی بود برای مردم قم که تلافی 1300 سال پیش را در بیاورند... و چه زیبا از علمدار امام زمانشان استقبال کردند... بگذار اسلام آمریکایی، اسلام ناب محمدی را محکوم کند به استقبال از امام! بگذار آنها به خیال خودشان بین مسلمین شبه ایجاد کنند، از کجا معلوم رهبر ایران نائب امام زمان باشد!! حیف الاغ! تویی که نه امام زمان را میشناسی، نه امام خامنه ای را، تویی که حتی معنای امام را نمی فهمی، میترسی یونجه ات کم شود که به نائب امام میپردازی؟!
بدی شما غربیها این است که فکر میکنید برای تعریف هر واژه ای باید به دیکشنری مراجعه کنید... اگر میخواهید هم معنای امام و نائب امام را بفهمید یک قدم پاشید بیاید ایران! اگر میخواهید ضعف علمتان را بفهمید یک سر بیایید قم تا دیکشنری قطورتان را محکم بکوبند توی سرت تا اگر زنده ماندی شاید بفهمی دنیا دست کیست! دنیای سرمایه داران دیگر مثل دیکشنریش به تاریخ انقضایش رسیده است و به زودی حاکمان دنیا همین پابرهنه های "آه کش" و "مقلدان خامنه ای" خواهند بود...


مرگ بر حزب الله!  آدم وقتی این شعار رو پشت یکی از صندلی های کلاس میبینه، چه حسی بهش دست میده؟! کار ندارم کدوم آدم جاهل یا غافلی، از روی کدوم حب و بغضی، این جمله رو نوشته، آدم از این میسوزه که نفهمیده چرا یک حرفی رو میزنیم که نه فقط از اسلام بلکه از همه ادیان خدا خارج بشیم. حزب الله فقط مربوط به کسایی نیست که ریش میذارن! حزب الله فقط به یک چادری نمیگن! حزب الله فقط به یک آخوند نمی گن! حزب الله فقط به بچه بسیجی نمیگن! حزب الله فقط به بچه هیئتی نمی گن! حزب الله فقط به سپاهی نمیگن! حزب الله یک کلمه فقط سیاسی نیست!حزب الله فقط مربوط به ظاهر افرادی که اطرافمون میبینیم نیست! حزب الله فقط مربوط به این دنیایی که توش زندگی میکنیم نیست! حزب الله فراتر از یک تاریخ است! حزب الله فراتر از عالم جامد است! انسانی که در حزب الله نیست وجودش دگر چه ارزشی دارد؟! حتی حزب شیطان هم مقابل حزب الله نیست. حزب شیطان یک سطل زباله است و موجوداتی اخراج شده از حزب الله را شامل میشود! زباله را چه با در و گوهر؟!

ای به ظاهر انسان! دلم میخواست تو را دوست یا برادر یا خواهر خطاب کنم ولی چه کنم، تبری هم همانند تولی از فروع دین من است و به ما حکم میکند حتی خلاف میل خودمان حبی نسبت به دشمنان دین خدا نداشته باشیم!

ای به ظاهر انسان! حتی برایم ارزشی ندارد که گوش به حرفهایم میدهی یا نه! ولی بدان بعضی از حرفهایی که به زبان جاری میکنیم، بعضی جملاتی که با دست مینویسیم، بعضی صحبتها را که میشنویم و میخوانیم، عواقبش فقط مربوط به آخرتی که قبولش نداری نمیشود، در همین دنیا هم تو را وارد مسیری میکند که بر روی دیوار بن بست ته مسیر نوشته شده، "خسر الدنیا و الآخره"! و بالایش درشت مسیر درست را نشانت میدهد که نوشته شده: "فان حزب الله هم الغالبون"!

تو به خیالت با این یک جمله که نوشتی حزب الله را منزوی کردی؟! تو به خیالت با این جمله که نوشتی، زدی برجک حزب الله را پایین آورده ای؟! حزب الله را خدا عزیز کرده و واقعا خنده دار است که عده ای به ظن خودشان بخواهند آن را پایین بکشند! اینان حتی دستشان به گرد پای حزب الله هم نمی رسد. "لا یمسه الا المطهرون" را فقط برای قرآن ظاهری نگفته اند! برای قرآنی گفته اند که در قلوب سلیم حزب الله هرگز قابل لمس نیست، چه برسد به سوزاندنش! نه قرآن سوزی حیوانیتان خدشه ای به قرآن وارد میکند و نه شعارنویسی ابلهانه تان خدشه ای به حزب الله وارد میکند. چون قرآن در سینه حزب الله حک شده و حافظ آن خود خداست!

ای دانشجوی ایرانی که از هوای آغشته به خون مردان حزب اللهی تنفس می کنی، مردانی که به خاطر خدا، از کیان اسلام دفاع کردند. امروز نشسته ای روی نیمکتی که چوب و پیچ و مهره اش از برکت خون شهیدان است. تو خودکاری را در دست گرفته ای که نه از برکت خون شهید، بلکه اگر خوب ببینی جوهرش همان خون شهدای حزب اللهیست. تو! ای دانشجوی ایرانی! حواست باشد وقتی با این خودکار روی این نیمکت، هوس کردی شعاری بنویسی، هر چیزی را میخواهی بنویس الا شعاری علیه حزب الله!


چند روز پیش وزنه بردار فوق سنگین تیم ملی، پس از کسب مدال طلای جهانی، آنرا تقدیم کرد به شهدا! همین یک جمله دست مولایمان را بر ورق رقصاند تا پیام تشکری بنویسد...

نمیخواهم وارد بحث تنهایی امامم بشوم که وقتی یک نفری در بالای یک سکوی جهانی نام شهدا را به زبان میراند -آنقدر که این حرکت غریب است- دست مولایمان را بر ورق میرقصاند تا پیام تشکری بنویسد...

امام کجا را دیدند؟ ۲۰۰ کیلو آهن را؟ توانایی یک فرد را؟ مدال طلا را؟ پنجم شدن ایران در مسابقات را؟ سرود ملی را؟ پرچم ایران را؟ این چه اتفاقی است که دست مولایمان را بر ورق میرقصاند تا پیام تشکری بنویسد...

حتی تقدیم این مدال به شهدا هم در آن مصاحبه غریب بود، شاید هم کسی آنرا ندید، اگر پیام امام نمی بود من متوجه مدال طلا نمیشدم چه برسد به واژه شهدا! شهدا غریبند، حتی در جمله ای که مربوط به شهداست! ولی فقط یک نفر نام شهدا را از بین آن مصاحبه استخراج کرد، آنهم مولایم بود! انگار فقط همین یک نفر امروز مسئول است تا نام شهدا را از غربت، از بین مدال و سکو و عرق و سرود ملی و پرچم ایران و گوشه ی مصاحبه یک قهرمان، زنده نگه دارد، انگار فقط همین یک نفر است که در قرن تبلیغات و در دلواپسی های سیاسی و هسته ای و حقوق بشر و دموکراسی و لیبرالیسم، نگران غربت شهداست، انگار همین یک نفر از نسل روح الله باقی مانده است که دلش برای شهدا و خانواده شهدا و مزار شهدا و اسم شهدا و راه شهدا و خود شهادت تنگ میشود. انگار همین یک نفر است که میفهمد معنای جمله "زنده نگه داشتن یاد شهدا، کمتر از شهادت نیست". انگار همین یک نفر از نسل خشکیده غیرت باقی مانده است تا تفحص کند، نه تنها در خاک، بلکه در تاریخ، در روزها، در متون، در پاراگرافها، در جملات، در کلمات و در حروف بگردد تا نگذارد نام شهید و یاد شهید غریب بماند تا نگذارد از شهدا سرسری رد شویم، تا نگذارد شهدا ما را فراموش کنند به واسطه فراموشی آنها توسط ما! انگار همین یک ... نه او یک نفر نیست، والله که او به تنهایی یک ملت است. ملتیست که در مظلومیت خود محرک همه ملتهاست به سمت خورشید... او عبد صالح خداست، او علمدار خورشید است، بیرقی از جنس چفیه، با رنگ شهادت، به وسعت همه تاریخ. آری امروز بار تمامی تاریخ از آدم تا خاتم شده است یک چفیه که بر گردن امام من است! امروز هر چه رحمت میبینم از وراثت اوست که از رسول الله دارد! امروز هر چه صلابت میبینم از شوکت سلیمانی نه، بلکه از هیبت حیدری اوست! امروز هرچه بت شکنی میبینم از تبر ابراهیمی نه، بلکه از خطبه های زهرایی اوست! امروز هر چه زیبایی میبینم از جمال یوسفی نه، بلکه صورت حسنی اوست! امروز هرچه عزت میبینم، از ید موسایی نه، بلکه دست عباسی اوست! امروز هر چه زنده میبینم از دم مسیحایی نه، بلکه خون حسینی اوست! او فقط نه به خون بلکه به حقیقت وارث اولیاست! او فقط نه به عنوان، بلکه به طریقت نائب مهدی صاحب الزمان است... میخواهم کودکانه، ناتوان و ضعیف ولی از روی غرور بادی به گلو بیاندازم و فریاد بزنم: او امام من است! او آبروی من است! او سید من است! ذره ذره وجودم به فدای غربتت! ای سید حسنی! ای یار خراسانی!

پی نوشت: حالا هی بیا نمایشگاه بزن و تو صدا و سیما فیلم سینمایی پخش كن و محمد نبودی ببینی رو تا ته ولوم بده و ... دلمون خوشه هفته دفاع مقدس را پاس داشتیم و یاد شهدا را زنده نگه داشتیم... یك خط تشكر آقا می ارزید به فعالیت همه ما!


صدای زنگ مدرسه! البته ما همیشه در حسرت این بودیم که زنگ مدرسه ما رو هم با چکش به یه تخته آهنی بزنن! مثل همونی که تو اخبار نشون میداد!! کتابهایی که به وسوسه بوی نویی که میدادند، تو این چند روز اندازه کل سال ورق میخورد تا در هوای خردسالی آن را خالی از هر عطری میکردیم. جنگ و دعوا با خونواده واسه نوع جلد کردن کتابها و دفترها. دفترهای ۴۰، ۶۰ یا ۱۰۰ برگی که پشتش یه نفر روی تخته نوشته بود:"تعلیم و تعلم عبادت است" جمله ای که نه در ابتدایی فهمیدیم معنیش چیه و نه تو راهنمایی. تو دبیرستانم که نسلش تقریبا ور افتاده بود! همیشه هم عاشق نوشتن طرف چپ کاغذهای دفتر بودیم چون از طرف راستش تمییزتر بود! چند تا مداد مشکی و ۲تا مداد قرمز، بعدها هم انواع و اقسام خودکار بیک که واقعا خودکار چندکاره ای بود! از پرتاب با فوت کاغذ گرفته تا پرتاب پوست پرتقال با استفاده از فشار هوا. ته خودکار بیک هم حال میداد واسه فوتبال رومیزی! هرچند نه توش پا به کار میرفت و نه توپ ولی اسمش فوتبال بود و عشق ما بردن هم نیمکتی مون! اون زمان داشتن خودکار استدلر هم کلاس خاص خودش رو داشت. خودکاری که راحتتر از بیک جوهر پس میداد و کل کیفو کتابامون رو به گند میکشید. مداد تراش هم یک وسیله اغلب تجملاتی بود که ما از اون برای درست کردن تار عنکبوت به وسیله پوست پرتقال استفاده میکردیم! پاک کنهای سفیدی که روش عکس فیل بود و بعد از چند بار استفاده کردن گوشه هاش سیاه میشد، ولی مگه ما کم میاوردیم! اینقد روی نیمکت یا روی دیوار میکشیدیمش تا دوباره سفیدش کنیم!پاک کن های دورنگی که یه طرفش قرمز بود و طرف دیگه اش آبی! طرف آبی برای پاک کردن خودکار و طرف قرمز برای مداد. اگه طرف قرمزش تقریبا خطهای مداد رو پاک میکرد، ما معجزه ای جز پاره شدن کاغذ دفترمون از طرف آبیش ندیدیم!

همیشه مداد رو وقتی بکار میبریم که تو عملی که انجام میدیم علم کامل نداریم و تو درست و غلط بودنش شک داریم. این اشتباهات مدادی هر چند جاش برای همیشه کمی میمونه ولی بالاخره پاک میشن! ولی امان از دست اشتباهات خودکاری! وقتی که کمی سنمون رفت بالاتر و اعتماد به نفس پیدا کردیم شروع کردیم با خوکار نوشتن. اشتباهات از روی علم و از روی غرور داشتن علم، از اون روزی که خودکار دستمون گرفتیم شروع شد! اوایل که فکر میکردیم با طرف آبی پاک کن میشه پاکش کرد ولی اولین باری که استفاده کردیم دیدیم، طرف آبی، جوهر رو پاک نمیکنه، بلکه دفتر رو سوراخ میکنه! از اون به بعد بود که دفترمون یا پاره شد یا خط خطی! این دفتر به هیچ دردی نمیخوره. فقط آبروی آدمو میبره!

خیلی از گناهها هر چند با توبه بخشیده هم بشوند ولی اثرشان باقی خواهد ماند، ولی امان از گناهانی که با علم انجام میدهیم! هرچند امیدواریم به پاک شدنشان ولی خودمان هم میدانیم هر کاریش کنیم باز دفتر دلمان را خراب میکند!

 

 

 




همه پیوندها