تبلیغات
یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد - مطالب مهر 1390

یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد

به وداعی دل غمدیده ما شاد نكرد

ساعت ۸ صبح بود حدودا مهدی تماس گرفت، گفت: محمد بهت زنگ زد؟ گفتم نه. گفت قضیه علی آقایی رو نشنیدی؟ گفتم نه. گفت دیشب همراه خانواده بودن که اون و باباش مردن... سیگنالهای ورودی و خروجی مان ساکت بودند وقتی کل قضیه رو تعریف کرد و گفت باباش وقتی صحنه تصادف پسرش رو دید سکته کرد و زودتر از پسرش مرد و پسر هم رو پای مادر جان داد و . . . اینها شد تلخترین کلماتی که در این چند روز کسی برایم کنار هم میچید. هیچ باورت میشد با کلمات پدر و پسر و مادر بشود چنین جمله ای خلق کرد؟!

پدری که همیشه در خاطرات دلسوز است و در داستانها وقتی پسر خواب است با دستان زبرش دستی به سر پسر می کشد و مادری که همیشه مهربان است و در داستانها ریحان می چیند و قصه تعریف می کند و پسری که همیشه امید پدر و مادر است... واقعا کلمات زیبایی هستند...

گفتند می برندشان تبریز - زادگاهشان- دفنشان کنند. از پدر و پسر، مادر ماند. خدا صبرش دهد.

شادی روحشان صلوات...

 

لا یوم کیومک یا اباعبدالله....


ساعت 6:30 صبح حدود تقاطع خیابان جمهوری اسلامی با ولیعصر (عج) قرار داشتم... تا دیروقت بیدار بودم (دیروقت که چه عرض کنم، دم سحر) صبح خواب موندم و ساعت 6:25 طرف قرار تماس گرفت که رسیده است و ما ماندیم و شرمندگی از بدقولی و ....
.
.
ککمان هم نگزید از قرار مهمتری که کنسل کردیم و طرف قرار بزرگتری که شرمنده اش نشدیم! کلی هم منت سرش میگذاریم که قضایش را می خوانیم!! نماز ای نجوای غریب من با خدا!! دلم میخواهد بدانم وقتی به نماز ایستاده ام، خدا دقیقا چه لعنی را نثارم می کند..... الهی العفو




از برای سلامتی و تعجیل در ظهور حضرت صاحب الزمان و جهت سلامتی و طول عمر با عزت حضرت امام خامنه ای نثار 14 معصوم 14 صلوات ....
یا علی




همه پیوندها