یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد tag:http://sheyda88888.mihanblog.com 2018-07-22T20:16:56+01:00 mihanblog.com باروون 2012-07-04T20:35:07+01:00 2012-07-04T20:35:07+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/123 جناب شیدا این روزها جا همتون خالی شمال هوایی دارید هلوووو! وقتی میگم هلووووو یعنی به تعداد "و" ک گذاشتم دارم حال میکنما!!! از اول هفته بارون میریخت رومانتیک از نوع دونفره و یه نفره و یه نفره با سیگار و یه نفره با چتر و دسته جمعی و خلاصه انواع و اقسام بارون تو این یه هفته بهمون حال داد، اینا رو گفتم ک اولا دلتان بسوزد و ثانیا جیگرتان آتش بگیرد و ثالثا بشنوید صدای جیرجیرکا رو که چه سرحال شدن و رابعا متوجه ذوق کردن من بشید که بعد از یک هفته بارونی و ابری امروز دقیقا چهارشنبه جناب خورشید رو زیارت کردم! آی ح
ای خور شید پشت ابر!! آمارش از دستمان در رفته که این هوای بارانی چ بر سر ما آورده!! این ابرهای سیاه پشته پشته تمام زورشان را میزنند که ما خورشید هزار و چند ساله پشتشان را فراموش کنیم.... ولی حضرت خورشید این مسلمانان آخرالزمانی شما لحظه شماری میکنند برای کنار رفتن این ابرهای سیاه وحشتناک، که اگر نور شما از پس آنها ب ما نمیرسید نمی دانیم الان در کدام پستوی مجازی یا حقیقی به شیطان سجده میکردیم.... حتی سالروز میلادت ما رو چون جیرجیرک به سروصدا می اندازد!! ب امید روزی که عیان شوی یا صاحب الزمان
همه آهوان صحرا سر خود نهاده بر کف .... ب امید تو

سلامتی و تعجیل در فرج حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه و سلاکتی و طول عمر امام خامنه ای، نثار 14 معصوم، 14 صلواتپیا علی
]]>
مهمان 2012-06-21T07:46:14+01:00 2012-06-21T07:46:14+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/122 جناب شیدا این روزهای تعطیل که یکم رفت و آمدها زیاد میشود و هنوزم مهمان حبیب خداست الحمدلله! خانه پدری رفت و آمدش زیاد شده است و بالطبع بواسطه این مهمانها بیش از پیش اضافه وزن پیدا کرده ایم!!! تقصیر ما چیست که فرموده اند قبل از مهمان سر سفره بنشینید و بعد از او دست از غذا بکشید! درست است نماز شب نمی خوانیم ولی این مستحبات را که میتوانیم رعایت کنیم!!!!الغرض یاد بچگی افتادیم! آن موقع ها مهمانی ها خیلی بیشتر بود، بیشتر که چه عرض کنم یا دعوت بودیم یا دعوت داشتیم و ما هم که ذوق کرده و برافروخته بودیم دائما!!! الغرض یاد بچگی افتادیم! آن موقع ها مهمانی ها خیلی بیشتر بود، بیشتر که چه عرض کنم یا دعوت بودیم یا دعوت داشتیم و ما هم که ذوق کرده و برافروخته بودیم دائما!!! ولی طبیعتا یک سری مهمانها عزیزتر بودند و سفره برایشان مفصل تر پهن می شد و ما هم که بچه بودیم و دور از جون نفهم! همین قدر بگویم که بعد از مهمانی والده مکرمه غرلندی میرفتند که "پسر مگه از قحطی اومدی" و ما هم حرف ایشان را گوش میکردیم  و رعایت میکردیم تا مهمان عزیز بعدی!!! خلاصه بواسطه مهمانی که می آمد ما شکممان آباد میشد!!!!


حضرت حسن زاده آملی عبارتی داشتند به این مضمون که حکم ما به حضرت ولی عصر، حکم علفهای هرز یک باغ به درختان آن است!!! بواسطه ایشان است که به ما رزق می رسد!!!
یا صاحب الزمان، علف های اینطرف باغ در حال خشک شدن هستند!! به یک مهمانی در ماه جدتان رسول الله، باغ قحطی زده ما را آباد کنید! رجب بی آنکه از نهرش عسلی بنوشیم تمام شد، شعبان ما را آباد کن که سخت خشک شده ایم


سلامتی و شادی و تعجیل در ظهور حضرت صاحب الزمان، و سلامتی و طول عمر حضرت امام خامنه ای، نثار 14 معصوم، 14 صلوات
یاعلی
]]>
ما هنوز زنده ایم!!! 2012-03-11T14:05:24+01:00 2012-03-11T14:05:24+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/121 جناب شیدا باتوجه به عنایت دوستان و ارسال متلک و مشت و لگد و فحش و ناسزای بزرگواران، جهت بازگشایی اینجا به اطلاع عموم دوستان از دشمن بدتر می رساند به زودی از شرمندگیشان در می آییم! لطفا فحش ارسال نفرمایید! در گوشی ما خانواده زندگی میکند مثلا!!!واقعا بخاطر این پست خفیف و ضعیف و نحیف از کلیه عزیزان، بزرگان، دلاوران، نام آوران، قهرمانان، مقامات لشکری و کشوری عذرخواهی می شود... دعا کنید آدم شویم مثل قدیم!تعجیل در فرج حضرت حجت و سلامتی امام خامنه ای، نثار 14 معصوم، 14 صلواتیاعلی واقعا بخاطر این پست خفیف و ضعیف و نحیف از کلیه عزیزان، بزرگان، دلاوران، نام آوران، قهرمانان، مقامات لشکری و کشوری عذرخواهی می شود... دعا کنید آدم شویم مثل قدیم!


تعجیل در فرج حضرت حجت و سلامتی امام خامنه ای، نثار 14 معصوم، 14 صلوات
یاعلی
]]>
بر چشم بد لعنت 2011-11-08T11:16:51+01:00 2011-11-08T11:16:51+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/120 جناب شیدا شاید دل تنگ رفیقانت باشی و عاشق شهادت! اما این روزها نه تنها خاورمیانه که کل جهان روی انگشتان ژنرال قاسم می چرخد و خوب می دانی که زمین با قلب شما می تپد و مستضعفان چشم به راه سپاه اسلام هستند. پس بمان ای خار چشم استکبار، ای علمدار سپاه مهدی و ای سردار رشید اسلام، ای حاج قاسم سلیمانی! در وصف شما همین بس که نه سردار خطاب می شوید و نه دکتر و نه مهندس!! هنوز هم حاج قاسم بچه بسیجی ها هستید... دلم می خواهد به سبک بچه بسیجی های قدیم بگویم: سلام ما را به امام خامنه ای برسان!خدایا! از عمر ما بکاه و به

شاید دل تنگ رفیقانت باشی و عاشق شهادت! اما این روزها نه تنها خاورمیانه که کل جهان روی انگشتان ژنرال قاسم می چرخد و خوب می دانی که زمین با قلب شما می تپد و مستضعفان چشم به راه سپاه اسلام هستند. پس بمان ای خار چشم استکبار، ای علمدار سپاه مهدی و ای سردار رشید اسلام، ای حاج قاسم سلیمانی! در وصف شما همین بس که نه سردار خطاب می شوید و نه دکتر و نه مهندس!! هنوز هم حاج قاسم بچه بسیجی ها هستید... دلم می خواهد به سبک بچه بسیجی های قدیم بگویم: سلام ما را به امام خامنه ای برسان!
خدایا! از عمر ما بکاه و به عمر این کوه بیفزا.... چشم حسود و بخیل و دشمن کور! سلامتی یار امام صلوات...


برای سلامتی و تعجیل در ظهور حضرت صاحب الزمان و جهت سلامتی و طول عمر با عزت حضرت امام خامنه ای نثار 14 معصوم 14 صلوات ....
]]>
حواس پرتی 2011-10-28T20:57:40+01:00 2011-10-28T20:57:40+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/119 جناب شیدا بارانهای بهاری در این روزهای پاییزی گاهی دلهای خزان زده را شاعر می کند و رعد و برقهای حاصل از برخورد توده های گرم و سرد چرت را می پراند و نبود گرده های گل کسالت و خواب را دور می کند و شاید همین فرق پاییز و بهار باشد! ولی تن را گریزی از پوشش بیشتر نیست که شاید اینگونه زمستان را نزدیکتر احساس کند... در آوردن کاپشن های بهاری از داخل کمد هم برای خودش احساس نوستالژیکی دارد آن هم در فصل پاییز! وقتی من هم کاپشن را بیرون کشیدم و هول هولکی به تن کردم تا بروم دم در، دستم را داخل جیبش ک بارانهای بهاری در این روزهای پاییزی گاهی دلهای خزان زده را شاعر می کند و رعد و برقهای حاصل از برخورد توده های گرم و سرد چرت را می پراند و نبود گرده های گل کسالت و خواب را دور می کند و شاید همین فرق پاییز و بهار باشد! ولی تن را گریزی از پوشش بیشتر نیست که شاید اینگونه زمستان را نزدیکتر احساس کند... در آوردن کاپشن های بهاری از داخل کمد هم برای خودش احساس نوستالژیکی دارد آن هم در فصل پاییز! وقتی من هم کاپشن را بیرون کشیدم و هول هولکی به تن کردم تا بروم دم در، دستم را داخل جیبش کردم و نتوانستم شیرینی پیدا کردن پنج هزار تومان را در ته جیبم مخفی کنم! آی چه حالی داد!!!!

گاهی اوقات حالیمان نیست که چه ثروتی در جیبمان، در کمدمان و یا در قلبمان هست و اتفاقات شاید بهمان تکانی بدهد!! و ما هم که مشغله و زمونه گریبانمان را رها نمی کند تا سری به اندوخته هایمان بزنیم... اندوخته هایی که به قلبمان حرارت می دهد...

شهادت امام جواد هم تلنگریست تا حالیمان کند که فصل فصل خزان است و ماه ماه حج نا تمام و روز ... چهل روز مانده به عاشورا...

برای سلامتی و تعجیل در ظهور حضرت صاحب الزمان و جهت سلامتی و طول عمر با عزت حضرت امام خامنه ای نثار 14 معصوم 14 صلوات ....
یا علی

]]>
پدر، پسر، ... 2011-10-20T17:50:35+01:00 2011-10-20T17:50:35+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/118 جناب شیدا ساعت ۸ صبح بود حدودا مهدی تماس گرفت، گفت: محمد بهت زنگ زد؟ گفتم نه. گفت قضیه علی آقایی رو نشنیدی؟ گفتم نه. گفت دیشب همراه خانواده بودن که اون و باباش مردن... سیگنالهای ورودی و خروجی مان ساکت بودند وقتی کل قضیه رو تعریف کرد و گفت باباش وقتی صحنه تصادف پسرش رو دید سکته کرد و زودتر از پسرش مرد و پسر هم رو پای مادر جان داد و . . . اینها شد تلخترین کلماتی که در این چند روز کسی برایم کنار هم میچید. هیچ باورت میشد با کلمات پدر و پسر و مادر بشود چنین جمله ای خلق کرد؟! پدری که همیشه در خاطرات دلسوز است ساعت ۸ صبح بود حدودا مهدی تماس گرفت، گفت: محمد بهت زنگ زد؟ گفتم نه. گفت قضیه علی آقایی رو نشنیدی؟ گفتم نه. گفت دیشب همراه خانواده بودن که اون و باباش مردن... سیگنالهای ورودی و خروجی مان ساکت بودند وقتی کل قضیه رو تعریف کرد و گفت باباش وقتی صحنه تصادف پسرش رو دید سکته کرد و زودتر از پسرش مرد و پسر هم رو پای مادر جان داد و . . . اینها شد تلخترین کلماتی که در این چند روز کسی برایم کنار هم میچید. هیچ باورت میشد با کلمات پدر و پسر و مادر بشود چنین جمله ای خلق کرد؟!

پدری که همیشه در خاطرات دلسوز است و در داستانها وقتی پسر خواب است با دستان زبرش دستی به سر پسر می کشد و مادری که همیشه مهربان است و در داستانها ریحان می چیند و قصه تعریف می کند و پسری که همیشه امید پدر و مادر است... واقعا کلمات زیبایی هستند...

گفتند می برندشان تبریز - زادگاهشان- دفنشان کنند. از پدر و پسر، مادر ماند. خدا صبرش دهد.

شادی روحشان صلوات...

 

لا یوم کیومک یا اباعبدالله....

]]>
قرار 2011-10-17T08:59:21+01:00 2011-10-17T08:59:21+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/117 جناب شیدا ساعت 6:30 صبح حدود تقاطع خیابان جمهوری اسلامی با ولیعصر (عج) قرار داشتم... تا دیروقت بیدار بودم (دیروقت که چه عرض کنم، دم سحر) صبح خواب موندم و ساعت 6:25 طرف قرار تماس گرفت که رسیده است و ما ماندیم و شرمندگی از بدقولی و ......ککمان هم نگزید از قرار مهمتری که کنسل کردیم و طرف قرار بزرگتری که شرمنده اش نشدیم! کلی هم منت سرش میگذاریم که قضایش را می خوانیم!! نماز ای نجوای غریب من با خدا!! دلم میخواهد بدانم وقتی به نماز ایستاده ام، خدا دقیقا چه لعنی را نثارم می کند..... الهی العفواز برای سلامتی و تعج .
.
ککمان هم نگزید از قرار مهمتری که کنسل کردیم و طرف قرار بزرگتری که شرمنده اش نشدیم! کلی هم منت سرش میگذاریم که قضایش را می خوانیم!! نماز ای نجوای غریب من با خدا!! دلم میخواهد بدانم وقتی به نماز ایستاده ام، خدا دقیقا چه لعنی را نثارم می کند..... الهی العفو




از برای سلامتی و تعجیل در ظهور حضرت صاحب الزمان و جهت سلامتی و طول عمر با عزت حضرت امام خامنه ای نثار 14 معصوم 14 صلوات ....
یا علی
]]>
بی آر تی 2011-09-08T17:58:11+01:00 2011-09-08T17:58:11+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/116 جناب شیدا تو ایستگاه اتوبوس تو خیابون ولی عصر منتظر بی آر تی بودم که به پبرمرد با یه عصا و یه ساک دستی سفید آروم آروم اومد و نشست پیش من... هنوز جاش گرم نشده بود که شروع کرد به غر زدن که چرا ایتقد فاصله ایستگاه ها از هم دوره... اتوبوس رسید و ایشون نشستن و ما هم سرپا کنار ایشون بودیم بعد از دو ایستگاه گفت: چه خبره هر دقیقه ترمز می زنه!! وصف زندگی ماست که مجبوریم دنیا رو از یه دریچه چند سانتی ببینیم و با هوای نفس تفسیر کنیم و به هیچ صراطی هم مستقیم نشیم...   خدایا! آزادمان کن! از برای سلامتی و تعجی تو ایستگاه اتوبوس تو خیابون ولی عصر منتظر بی آر تی بودم که به پبرمرد با یه عصا و یه ساک دستی سفید آروم آروم اومد و نشست پیش من... هنوز جاش گرم نشده بود که شروع کرد به غر زدن که چرا ایتقد فاصله ایستگاه ها از هم دوره... اتوبوس رسید و ایشون نشستن و ما هم سرپا کنار ایشون بودیم بعد از دو ایستگاه گفت: چه خبره هر دقیقه ترمز می زنه!!

وصف زندگی ماست که مجبوریم دنیا رو از یه دریچه چند سانتی ببینیم و با هوای نفس تفسیر کنیم و به هیچ صراطی هم مستقیم نشیم...

 

خدایا! آزادمان کن!

از برای سلامتی و تعجیل در ظهور حضرت صاحب الزمان و جهت سلامتی و طول عمر با عزت حضرت امام خامنه ای نثار 14 معصوم 14 صلوات ....
یا علی

]]>
کیف خالی 2011-07-27T09:51:00+01:00 2011-07-27T09:51:00+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/115 جناب شیدا  از دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران آمدیم بیرون. معمولا واسه پارک ماشین وسواس ندارم، اولین جای خالی که پیدا کنم پارک می کنم!! مملکت خودمان است دیگر!!! روبروی درب غربی دانشکده جلوی ایستگاه اتوبوس پارک کرده بودم، دوست چند ساله ای که همراه بود گفت "خوب جرثقیل باهات کار نداره ها" ما هم گفتیم مملکت امیرالمومنین است! دزد به ما نمی زند چه برسد به پلیس!!". ماشین سرجایش بود، آمدم درب ماشین را باز کنم که دیدم در هم باز است! گفتم داری مملکت را! همین که نشستم متوجه شدم کیفم نیست کیف رفیقمان هم نبود، در
رفتم بیرون یک موتور پلیس پشت ماشین پارک بود ولی خبری از رفیقمان نبود، گفتم نکند این را هم گرفتند. از سربازی که مراقب موتور خودشان و احتمالا ماشین ما بود پرسیدم که گفت رفتن تو کوچه صهبا! رفیقم دست تکان داد دیدمش و رفتم داخل کوچه. یک پراید نقره ای داخل کوچه بود که شیشه اش شکسته بود و دل و روده اش هم بیرون ریخته شده بود. رفتم جلوتر پشت یک پراید مشکی که دیدم رفیقمون کیف خودش رو داره میگرده و کیف ما رو هم داد دستمان که ببینیم چیزی کم شده یا نه! دیدیم همه چیز سرجایش است... خوشحال شدم و کلی خدا را شکر کردم و . . . .

بعضی جاهاست که آدم ذات خودش را نشان می دهد! بعضی وقتها آدم تازه میفهمد که وضعش چقدر خراب است! این که موقع از دست رفتن، سرخودت را با صبر کلاه بگذاری و حمد را نثار خدا کنی بخاطر مشیتش ولی همین که خدا با پیدا شدن کیفت امتحانت می کند با خوشحالیت قلاده ای که دنیا انداخته است دور گردنت را نشان می دهی و ضعف خودت را اعلام می کنی! امتحان را رد شدیم رد شدنی!!

خدایا! آنقدر وقت نداریم بیفتیم دنبال از سر شروع کردن! تقاضای معرفی به استاد داریم! یا رسول الله ماه شما در حال تمام شدن است و توشه ای برنگرفتیم از شعبان و مگر میشود وقتی کیفمان سوراخ است یا همش دست این و آن است، توشه ای برداریم؟! توشه داریم از گناه و سستی و کسالت. یا رسول الله تا ماه رمضان چیزی نمانده است. چه می شود ما مسلمانان آخر الزمان را هم قبل از ماه مبارک در محضرتان جمع کنید و برایمان از ضیافت الهی بگویید؟ از ماه رمضان که نمی شود گذشت!! ما شعورمان به رجب و شعبان نمی رسد ولی آنقدر می فهمیم که اگر در قدر باران رمضان حل نشویم کارمان سخت می شود و به بیابان عرفات حواله می شود و اگر در سفره عام رزقمان قطع شود، چه سخت است بر سفره خواص غذا گیرت بیاید... یا رسول الله! معرفی به استاد یعنی اینکه شما ما را شفاعت کنید. کیف ما سوراخ است و اگر عملی هم داشته باشیم از آن میفتد. ای رحمت برای هم عالم! ضعفهای ما زیاد است اما رحمت شما بیشتر است. به ما توشه ای عطا کن تا از سوراخهای کیف مان رد نشود. که کرم شما بزرگ تر است از ضعفهای من... تقوایی عنایت کن تا فجورمان را بپوشاند.


از برای سلامتی و تعجیل در ظهور حضرت صاحب الزمان و جهت سلامتی و طول عمر با عزت حضرت امام خامنه ای نثار 14 معصوم 14 صلوات ....

]]>
بک اسپیس 2011-07-12T09:14:33+01:00 2011-07-12T09:14:33+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/114 جناب شیدا دوستان گلایه دارند به حق، که چرا اینجا تغییراتش کم است، چرا فعال نیستی... من اینها را گوش می کنم و می روم بنویسم! نوشتنم نمی آید، می روم سر نوشته های قبلی و ...امروز اتفاقی یه نگاه به صفحه کیبورد کردم و دیدم "بک اسپیس" رنگش پریده! یک سمبل از تفکرات درهم یک آدم! آدمی که نمی داند پایان این جمله کجاست و آیا نفسی هست که برای کلمه آخر نقطه بگذارد و برود سر سطر. اینجا سرخط است و فارغ از خط بازی ها سواد خواندن هیچ خطی را ندارد مگر خط طبیب! خط طبیب را هم که دیده ای، نمی شود خواند و من عاشق این خط اینجا سرخط است و فارغ از خط بازی ها سواد خواندن هیچ خطی را ندارد مگر خط طبیب! خط طبیب را هم که دیده ای، نمی شود خواند و من عاشق این خط شده ام! این "بک اسپیس" رنگ و رو رفته هم نماینده همه کلیدهای کیبورد است تا اعلام کند صاحبش این روزها عقل درست و حسابی ندارد و عاشق خطی شده که خوانده نشود و عاشق رسمی شده که با خوانده نشدنش شفا می دهد. این خط و رسم زبانم را با "بک اسپس" دوست کرده است و این عجین شدن یعنی خودم هم نمی دانم چه می گویم چه برسد به شما!
هنوز شیرینی "یا من ارجوه" نچشیده ایم که باید برویم سراغ مناجات شعبانیه با آن همه ناز و غمزه و کرشمه! و حکما یک ماه بعد هم می نویسیم هنوز "إِلَهِی إِنْ حَرَمْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَرْزُقُنِی وَ إِنْ خَذَلْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُنِی " چشممان را روشن نکرده است و زیارت عاشورای شب نیمه شعبان بغضمان را نشکسته است که باید بنالیم "اللهم رب الشهر الرمضان"! تازه شیرینی سحرهای ماه رمضان دارد به ما مزه می کند که یک بی مزه ای پیامک می زند "صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت"! ... چندین سال است کارمان شده همین!
این عمر کوتاه، مگر چقدر طولانی هست که ما دستمان فقط روی "بک اسپیس" است! توبه آن هم از نوع "بک اسپیس" جای شرمندگی ندارد! چه غلطهایی که تایپ کردیم و رد شدیم و "بک اسپیس" مان هم نگزید! ولی جای غبطه دارد وقتی می بینی خوبان با "بک اسپیس" تایپ می کنند! همان هایی که سیئاتشان بدل می شود به حسنات! ما که فقط با "بک اسپیس" وقت تلف می کنیم! ترسم آخر کار هم به ما بگویند املای ننوشته غلط ندارد!! و مگر میشود حیات داشت و مشقی ننوشت و مگر می شود معلمی مشقت را خط نزند و مگر می شود طبیبی با آن خط و رسم که نمی توانی بخوانیش شفایت ندهد و مگر می شود ماه رجب برود و تو هنوز دستت به محاسنت باشد و بخوانی "یا ذاالجلال و الاکرام" و آن دستت، انگشت سبابه در خانه خدا تکان دهد که "حرم شیبتی من النار"! از اول شعبان تا الان باید ناز بکشیم که "إِلَهِی انْظُرْ إِلَیَّ "، چه حالی دارند آنانکه ناز چشم را می کشند! و رندند و راحت می گویند"إِلَهِی إِنْ كَانَ صَغُرَ فِی جَنْبِ طَاعَتِكَ عَمَلِی فَقَدْ كَبُرَ فِی جَنْبِ رَجَائِكَ أَمَلِی". و من در حسرت طاعت صغیر و قلیل ... الهی روزی ما بفرما!

خدایا "بک اسپیس" ما را مجهز به "اینسرت" بالحسنات بفرما!


از برای سلامتی و تعجیل در ظهور حضرت صاحب الزمان و جهت سلامتی و طول عمر با عزت حضرت امام خامنه ای نثار 14 معصوم 14 صلوات ....

]]>
آن طرف بام 2011-07-04T22:39:54+01:00 2011-07-04T22:39:54+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/113 جناب شیدا یکی از دوستان تقریبا رادیکالی حدود پنج یا شش سال پیش ملتزم بود و می گفت : "نماز را باید اول وقت خواند، اگر اول وقت نخواندی دیگر نخوان!"چند روز پیش دیدمش... اذان گفتند نماز اول وقت نخواند!!در بین این خدایان خدایی هم هست که "رب الارباب" است و می گوید من می خواهم به شما آسان بگیرم، لطفا خودتان سختش نکنید!! (این لطفا از دهان حقیر است)از برای سلامتی و تعجیل در ظهور حضرت صاحب الزمان و جهت سلاكتی و طول عمر با عزت حضرت امام خامنه ای 14 صلوات .... چند روز پیش دیدمش... اذان گفتند نماز اول وقت نخواند!!

در بین این خدایان خدایی هم هست که "رب الارباب" است و می گوید من می خواهم به شما آسان بگیرم، لطفا خودتان سختش نکنید!! (این لطفا از دهان حقیر است)






از برای سلامتی و تعجیل در ظهور حضرت صاحب الزمان و جهت سلاكتی و طول عمر با عزت حضرت امام خامنه ای 14 صلوات ....




]]>
انا لله و انا الیه راجعون 2011-06-21T22:59:11+01:00 2011-06-21T22:59:11+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/112 جناب شیدا در كمال تاسف و تاثر باخبر شدیم مادر بزرگوار یكی از دوستان عزیز بعد از گذراندن یك دوره سخت و طولانی دارفانی را بدرود گفتند. از خدای متعال علو درجات را برای این مادر مكرمه و صبر برای بازماندگانشان مخصوصا دوست بزرگوارمان  جناب س.م.ت (جناب خیبر شكن) خواستاریم و انشاالله مهمان بی بی دو عالم (سلام الله علیها) گردند. جهت شادی روح آن بزرگوار فاتحه ای همراه با صلوات قرائت بفرمایید...







]]>
یك دست قرآن و یك دست سلاح 2011-06-13T09:41:14+01:00 2011-06-13T09:41:14+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/111 جناب شیدا در جنگ نور و ظلمت آخر الزمان قطعا برآورد تسلیحات دشمن از امور مقدماتی حتی قبل از نبرد است و این امر حین جنگ و بعد از جنگ و در زمان صلح یا آتش بس نیز ادامه دارد و از آنطرف برنامه ریزی می شود تا اطلاعات نظامی خودی به صورت طبقه بندی شده جهت ایجاد رعب و وحشت و نمایش امنیت در ویترین قرار گیرد و یا به صورت اسلحه سری مخفی بماند. این بخشی از عقلانیت نظامیست که در تمام دنیا رعایت می شود و خدا را شکر ما نیز امروز در این زمینه با انجام انواع و اقسام مانورهای داخل و برون مرزی بخشی از اقتدار قوای اسلام را به در جنگ نور و ظلمت آخر الزمان قطعا برآورد تسلیحات دشمن از امور مقدماتی حتی قبل از نبرد است و این امر حین جنگ و بعد از جنگ و در زمان صلح یا آتش بس نیز ادامه دارد و از آنطرف برنامه ریزی می شود تا اطلاعات نظامی خودی به صورت طبقه بندی شده جهت ایجاد رعب و وحشت و نمایش امنیت در ویترین قرار گیرد و یا به صورت اسلحه سری مخفی بماند. این بخشی از عقلانیت نظامیست که در تمام دنیا رعایت می شود و خدا را شکر ما نیز امروز در این زمینه با انجام انواع و اقسام مانورهای داخل و برون مرزی بخشی از اقتدار قوای اسلام را به رخ جهانیان کشیده و انشاالله میکشیم.
واما سلاح اصلی ما در هر زمان سلاحیست که بعضی اوقات مسئولین ما آن را لو می دهند و وسوسه مقدسی در دل ما جهت فتح تمامی قله های دنیا و برافراشتن پرچم توحید ایجاد می کنند. سلاحی که وقتی از آن نام برده می شود، فرمانده داد می زند: بدون توجه به کثرت دشمن سلاح دشمن!! یعنی آنقدر قویست که فرقی نمی کند چه کسی با چه قوایی در مقابل آن قرار گرفته است! قدرتی دارد که حتی یک رزمنده از نظر ظاهری بی درجه می نویسد: به دهان کارتر می زنیم! و دیگری می گوید ما چتربازان شان را در هوا میزنیم و دیگری می گوید ....
خان دایی، یک گلاب گیر باصفای کاشانیست، گل می چیند و در دیگ میگذارد، آب اضافه می کند، زیرش را روشن می کند و رد تبخیر را دنبال می کند و سیر گلاب گیری را تکمیل می کند تا لقمه حلال سر سفره اش بیاورد. پسرش محمد هم در قم طلبه بود، نامه می نویسد که پدر من عازم سفرم. پدرش میگوید نگرانت هستم، کجا؟! جواب می دهد شما پنج فرزند دارید، باید خمس فرزندانتان را بدهید، ختم آقا محمد بود که خان دایی میبیند مهمانها یکی یکی خارج می شوند، بعد از رفتن مهمانها متوجه می شود تشییع پیکر شهید است، می رود شرکت کند می بیند پیکر دامادش سید جواد را آورده اند. موقع حرف زدن چشمانش سرخ است ولی با خنده دوباره به قاب عکس رنگ و رو رفته ای که بجز محمد و سید جواد عکس دو نفر دیگر هم درون آن است اشاره می کند و سینه ستبر می کند و دو پسر شهید دیگرش را هم معرفی می کند. هر چه این پیرمرد گلاب گیر سرخ و برافروخته بود آن قاب عکس بی رنگ و مات بود، پیرمرد توپش پر بود و کیفش کوک! سخنگوی رسمی چهار شهید که وقتی نام آنها را به زبان می آورد دنیا از سنگینی هیبت او می لرزد، نه پدر سه شهید که انگار سخنگوی وزارت امور خارجه است و رفته پشت تریبون وزارت خارجه و نقشه دنیا هم پشت سر که چه عرض کنم، زیر پایش و فریاد می زند: ما هر چی داریم از اسلام داریم و هر چه داریم فدای ولایت است و تا ما زنده ایم به اسلام آسیبی نمی رسد و هیچ کس هیچ غلطی نمی تواند بکند، آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکندو... اینجا که می رسد صدایش می لرزد نه از ترس، نعوذ بالله! بلکه از بغض! از آن بغضهایی که حاضر است آدم جانش را برای آن بدهد. از آن بغض هایی که امام گفت بغض انقلابی! از آن بغض هایی که چهار ستون کاخ سفید و صاحبانش را می لرزاند و انشاالله به زودی فرو خواهد ریخت. و این سلاح حزب الله است! یکی ببیند میگوید این پیرمرد چه طور از داخل یک روستا می تواند جلو هجمه دشمنان اسلام را بگیرد؟! این با عقلانیت جنگ جور در نمی آید و این نقطه اوج قدرت سلاح ایمان است! حسین جان! چه کرده ای با محبانت؟! یکی نیست بگوید پیرمرد، تو باید از نظام طلب داشته باشی! مگر چیزی هم برایت باقی مانده تا فدا کنی؟! این جملات برای نوجوان ۱۳ ، ۱۴ ساله ای نیست که فریب خورده باشد و سبک و بی مغز حرف بزند، جملات پیرمرد با نشاطیست که در این راه استخوان خورد کرده، در این راه جوان داده و در این راه مو سفید کرده است. این جملات مال یک انسان نظامی یا دیپلمات نیست که تحصیل مربوطه داشته باشد و همه جوانب دنیا را در نظر بگیرد و حرف بزند، جملات یک روستایی است با یک کلاه مشهدی. این جملات بر آمده از روحیه خشونت طلب یا خشک یک افسر فرمانده ارتش نیست، جملات یک پیرمردیست که عمرش را با گل و گلاب و ظریف ترین کارها گذرانده است. وقابل توجه که این پیرمردها به اندازه کافی صبور هستند و می دانند که کی باید گل را بچینند و کی وقت گلابش است و کار بلد هستند، هزینه اش را هم می پردازند و انشاءالله در زمان حیات مادی این عزیزان، راه پسرانشان به فتح كامل برسد و پرچم لااله الا الله در سراسر دنیا برفراشته شود.


از برای سلامتی و تعجیل در ظهور حضرت صاحب الزمان و جهت سلاكتی و طول عمر با عزت حضرت امام خامنه ای 14 صلوات ....




]]>
حمالی! 2011-05-22T17:02:19+01:00 2011-05-22T17:02:19+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/110 جناب شیدا بعضی وقتاها که باری از روی دوشت برداشته می شود، نفس راحتی میکشی و زیر لب میگویی: آخیش راحت شدم! هر چه این بار سنگین تر، آخیش آن طولانی تر، هر چه سخت تر، تشدید روی یای آخیش بیشتر! این می شود صفت حمالی ما که کم و زیاد دارد ولی سوخت و سوز نه! این صفت حمالی تا آنجا پیش می رود که وقتی به یک صندلی رسیدی می نشینی و نمیخواهی بلند شوی، وای از آن روزی که این صندلی پشت میزی باشد، و وای تر از آن روزی که میزت یک میز چوبی دو کیلومتر در سه کیلومتر باشد!! دیگر وقتی بهت بگویند حمال میخواهی چشم و چالشان را در بیآ این روزها هم باری از روی دوش ما برداشته شد ولی نه تنها آخیش نمی توانیم بگوییم، دلمان هم برای آن بار تنگ میشود! نه خود بار! بیشتر برای صاحب بار دلمان تنگ میشود... اصلا این حمالی با سایر حمالی ها فرق میکند... تا الان ندیده ام یکی بعد از یک دهه پخت محرم بگوید، آخیش راحت شدیم... بیشتر دیده ام هر کس یک گوشه دیگ را میگیرد و به انباری می برد و در همان انباری میزند بغل و گریه می کند ... . دلش برای دیگ تنگ نشده... صاحب کار اسیرش کرده... خلاصه این خانواده هر جا باشند، تو بدان که معادلات جهان را بهم میریزند ... . تلخیش شرین میشود، خنده اش گریه می شود، مصیبتش انسان را بوجد می آورد، عتابش لذت بخش است، کرامتش اشک آدم را در میآورد... اصلا همه اش بلدند اشک آدم را در بیآورند ... . وهیچ کس جز گریه کن نمی فهمد این اشک از کجاست ... . از مصیبت است، از شادیست، از کرم است، از عتاب است ... . بعضی وقتها خود گریه کن هم نمی داند! فقط می دانیم در دستگاه این شیرین دهنان هر چه باشد لذت دارد و آخرش هم اشکت را در میآورند! این اواخر هم که بار از دوش ما برداشته اند، نه تنها شانه مان سبک نشده، بلکه سینه مان هم سنگین شده! میترسیم حالا که بار نداریم، صاحبمان هم افسارمان رها کند و بندازد پشتمان و ما هم که ... . صاف میرویم به چریدن!!! ما میخواهیم مشغول باشیم با تو! بما امرالله میخواهیم اشتغال داشته باشیم! دلمان بار میخواهد، دلمان حمالی میخواهد... حسین جان... حمالی تو شغل شریفیست شاکرم! زیاده بفرما!]]> صبح جمعه 2011-05-13T07:36:27+01:00 2011-05-13T07:36:27+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/109 جناب شیدا بعضی وقتها خواب بعد از نماز صبح میچسبد! میخواهی آزاد از همه مستحبات، خودت را رها کنی حتی از دعای ندبه و رفتن بر سر مزار آن چند شهید گمنام که در توهمت آنان را با نام صدا می زنی. و می خواهی صبح روز جمعه رخت خواب بر تن کنی و پتوی غفلت روی سرت بکشی و جهت رفع تکلیف آهسته در آن خفای کسالت با مولایت نجوا کنی که امام زمان به یادت بودم، به یادم باش!! ولی مگر جیک و جیک گنجشکان آن هم در اردی بهشت میگذارد گوشت هم همچون سایر اعضا غافل شود؟ چشم را می شود بست بر همه ی وجودی که تو را در برگفته است و تن را می .
.
از برای تعجیل در ظهور حضرت صاحب الزمان و سلامتی و طول عمر امام خامنه ای ۱۴ صلوات




]]>
لولوء! 2011-03-20T16:37:09+01:00 2011-03-20T16:37:09+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/108 جناب شیدا دلم می خواهد از روی بی سوادی و ایضا جهل بگویم "کامثال لولوء المکنون" فقط مربوط به بهشت و حوریان بهشتی نیست! در این دنیا هم مرواریدهایی درون صدف محبوس هستند و می خواهم جسارت کنم و بگویم این روزها که میدان لولوء را می بینم با آن جوانانی که گردش می چرخند و "امن یجیب" می خوانند و با "یا حسین" و " یاعباس" به سر و سینه می زنند یاد "اللولوء المکنون" می افتم... لولوء مگر چیزی غیر این می تواند باشد... جایی که حسین باشد بی ادبی است که ما از فردوس حرف به میان بیاوریم... بی معرفتیست... و جایی که حسین نباشد دلم می خواهد از روی بی سوادی و ایضا جهل بگویم "کامثال لولوء المکنون" فقط مربوط به بهشت و حوریان بهشتی نیست! در این دنیا هم مرواریدهایی درون صدف محبوس هستند و می خواهم جسارت کنم و بگویم این روزها که میدان لولوء را می بینم با آن جوانانی که گردش می چرخند و "امن یجیب" می خوانند و با "یا حسین" و " یاعباس" به سر و سینه می زنند یاد "اللولوء المکنون" می افتم... لولوء مگر چیزی غیر این می تواند باشد... جایی که حسین باشد بی ادبی است که ما از فردوس حرف به میان بیاوریم... بی معرفتیست... و جایی که حسین نباشد چه فرقی می کند در خانه پای ماهواره باشی یا در طواف کعبه و یا در بهشت، بی حسین هر جا که باشی جهنم است... شاید تانک های آل سعود و بالگرد های آل خلیفه، موقتا میدان را از جوانان خالی کنند، شاید میدانی که مرکز تجمع بود را هم تخریب کردند، شاید دو وزیر شیطان بیایند در منطقه و یکی که قلدرتر است بیاد بحرین و آن یکی هم که بدکاره است برود تونس و مصر (و نتیجه اش بشود برگزاری همه پرسی در روز شنبه، شنبه ای که مقدس است برای یهودیان) ... شاید زلزله ژاپن بتواند تیتر خبرها را غصب کند و دغدغه شهروندان عمو سام بشود رآکتور شماره ۳ و ۴، و شاید این غصب تیترهای خبری مجوزی باشد به طرح مشت آهنین جهت قتل عام مسلمانان لیبی و یمن و بحرین، و شاید قطعنامه علیه دولت لیبی جنجالی برای به حاشیه بردن انقلابهای مردمی منطقه باشد، شاید فرانسه و انگلیس و شیطان بزرگ و کانادا در حال تجهیز برای حمله به لیبی باشند که این خود یعنی تحریک قذافی و تحریف انقلاب مردمی لیبی! شاید آل سعود بتواند قیام مردمش را کنترل کند و شاید کشتن شیعه در یمن آنقدر مهم نباشد که در اخبار روز دنیا نقل شود... ولی دنیا بداند این صدای جیرینگ، آخرین ضربه ای بود که آل سعود با پیکش به پیک شیطان بزرگ زد... این شرابی که نوش کرد هم هرچند نیتش به سلامتی ملک عبدالله باشد ولی زهر است که آل سعود یک قورت سرکشید... امروز که وهابیت این فرقه ابتر، با تمام قوا به مسلمان کشی آمده است، آیا سال نو می تواند مجوز قتل برادرانمان باشد... همان هایی که چند ده سال پیش با ما سر یک سفره هفت سین، سال نو را جشن می گرفتند... همان هایی که هنوز هم با ما در یک روز پیراهن مشکی به تن می کنند و به سر و سینه می زنند و حسین حسین می گویند...
امروز قضیه بحرین و همچنین یمن از چند لحاظ قضیه اول مسلمین است. بر همه مسلمین جهان از لیبی و مصر و تونس و اردن و یمن گرفته تا ایران و ترکیه و قطر و عراق و سوریه و لبنان و حتی پاکستان و افغانستان، بر همه تکلیف است که نگذارند، لولوء تخلیه شود. امروز اگر میدان لولوء تخلیه شود، دیگر خالی کردن منطقه از بیگانگان سخت می شود، همانطور که تخلیص اسلام از صیهونیست سخت می شود. امروز که آل سعود قتل مسلمان را به خدمت حرم ترجیح داده است، همین امروز باید ثابت شود که حرمت مومن، بالاتر از حرمت کعبه است، وگرنه هر کلیداری جرات تعرض به هر مومنی را به خود می دهد. امروز که خادم حرم بر زائر حرم شمشیر کشیده است، و خودش خودش را رسوا کرده است، آیا می شود سکوت کرد؟! امروز باید اسلام، از کسانی که نه حرمت مسلمان را نگه می دارند و نه حرمت کعبه را، رهایی یابد. که الحمدلله همین هم شده است. امروز عقب نشینی مسلمانان در بحرین، منجر به عدم فتح بزرگی می شود که تا سالها ممکن است حسرت به دل مسلمانان بگذارد. و خدای نکرده اگر اتفاق بیافتد، در این عدم فتح همه مسلمانان جهان مقصرند و ایضا متضرر. تمامی مسلمانان باید بدانند که پیروزی در میدان لولوء، و تخلیه بحرین از نیروهای آمریکایی و آل سعود، کار سایر کشورها را نیز آسان تر می کند.
در پایان از دوستان خواهش دارد به هر طریق و از هر تریبونی که در دست دارند، نگذارند که برادرانمان در بحرین تنها بمانند. حالا یک سال، یک مشت پسته کمتر بخوریم، اتفاق خاصی نمیفتد... ولی یک قلم، یک تریبون، یک مشت خالی، هم برای مردم بحرین سرنوشت ساز است...
یا صاحب الزمان! ای امید مستضعفان! سال نو می شود و بهار ظاهری می آید... ای بهار دلهای پاییزی و دنیای یخ زده. ما جز شما کسی را نداریم... "دعا کن برای ما!"

برای سلامتی و تعجعیل در ظهور حضرت صاحب الزمان(عج) و جهت سلامتی و طول عمر با عزت برای امام خامنه ای 14 صلوات...

]]>
نوروز! 2011-03-18T07:51:07+01:00 2011-03-18T07:51:07+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/107 جناب شیدا دوران کودکی از کل اعمال موکده سال نو خریدن ماهی قرمز از اوجب واجبات بود! کل کل های ما هم از یک هفته قبل از خرید ماهی با هم کلاسی ها شروع می شد و تا مرگ آخرین ماهی حدودا تا اواخر خرداد ادامه داشت! یک رنگ و دو رنگ و سه رنگ و دوپر و سه پر و قورباغه ای و کوچک و بزرگ از موارد واجب الکل کل است! بگذریم از به رخ کشیدن اندازه و طرح تنگ ماهی! اون موقع ها هنوز ماهی آب شور یا ماهی گوشتخوار سر سفره نمی گذاشتند و مهمترین رجز خوانی ما هم معمولا یا سر تعداد باله های ماهی بود یا سر طول عمر! ما هم یک سالی یک ماهی با خوشحالی تمام دو تا ماهی بزرگ هرکدوم به قیمت ۱۰۰ تومن خریدم! یه پلاستیک کوچیک هم سنگ ریز رنگی واسه کف تنگ و ۲۰ تومن هم غذای ماهی ... از این خرید اشرافی که در زندگی ما کم سابقه بود و هست، بادی به گلو انداخته بودیم و با ذوق و شوق به همکلاسی ها و بچه های محل ماهی ها را نشان می دادیم و فخر می فروختیم... هنوز عید نرسیده بود که یکی از این ۱۰۰ تومنی ها مرد! هیچ دلیل منطقی و غیر منطقی برای مرگ این ماهی نداشتم و حتی پوشیدن لباس نوی عید هم ما را از این غم دردناک رها نکرد...
بعد از تعطیلات که برگشتیم مدرسه تقریبا ۷۰ درصد ماهی های بچه ها مرده بودند. ما با ۴ تا ماهی زنده در رده دوم کلاس قرار داشتیم! نفر اول ۷ تا ماهی داشت... ماهی ها یکی یکی می مردند... اکثرا هم شبها این اتفاق می افتاد... صبح که بیدار می شدیم می دیدیدیم یک ماهی به پهلو روی آب خوابیده است... اول کمی به امید معجزه تکانش می دادیم... یک دم مسیحایی هم روانه اش می کردیم تا شاید زنده شود یا شاید اصلا خودش را به مردن زده باشد... ولی نه خیر! مرده، مرده است! زنده هم نمی شود... ماهی ها تا اواسط اردیبهشت همه مردند سه ماهی زنده مانده بود که یکیش همان ماهی سفید و قرمز من بود... وقتی قضیه به اینجا می رسد بر خلاف سایر رقابتهای مرسوم که هر چه تیم های حذف شده بیشتر می شوند، رقابت حساس تر و جذاب تر می شود، در این مرحله دیگر برای کسی مهم نبود که بین ما سه نفر، ماهی کداممان طول عمر بیشتری دارد...
ماهی من تا مرداد زنده بود و سرحال... دیگر آن وجه بین المللی اش را از دست داده بود و شده بود سرگرمی شخصی... تابستان بود و بورس داغ دمپایی پاره و فصل جوجه رنگی... دم ظهر آمدم خانه، کمی در حیاط دنبال جوجه ها کردم و گرفتمشان... یک جوجه بنفش داشتم که خوب داشت بزرگ می شد، رسیده بود به سایز مناسب جهت طبخ در اکبر جوجه! که بعدها خودم وقتی تو حیاط با برادر کوچکترم شوت یک ضرب بازی می کردیم، سهوا با توپ کشتمش!! این جوجه رنگی ها هم عالمی داشتند. در کل عالم فقط یکی از همسایه هایمان توانسته بود یک جوجه را به بلوغ برساند، اصلا غیر ممکن بود در دست ما بچه ها بزرگ شود. همه مرگ ها هم غیر طبیعی بود و بر اثر یک سانحه دلخراش!! بعضی وقت ها هم گم می شدند... بگذریم بحث سر ماهی عید بود... ظهر آمدم خانه... آب تنگ کثیف بود... ماهی را داخل پارچ آب انداختم، سنگها را هم خارج کردم و شستم و تنگ ماهی را هم شستم... دوباره ماهی و آب و سنگ رنگی را ریختم داخل تنگ... از خواب بعد ازظهر که بیدار شدم ... ماهی قرمز و سفید نسبتا بزرگ با دم ۳پر، که مرا در مدرسه و محله و فامیل سرفراز کرده بود، افقی به پهلو روی آب خوابیده بود... هر چه تکانش دادم ... هرچه در دستم چرخاندمش، هر چه در آب بالا و پایینش کردم... زنده نشد... ماهی قرمز و سفید عید، مرده بود...
.
.
.
"بعضی اعمال هم همین طورند... به شدت نیاز به مراقبت دارند... ایمان نیاز به مراقبت دارد... می گذرد و می بینی، یک مدت چه خدایی داشتی، چقدر با تو مهربانتر بود... یک مدت چه نماز شبهایی میخواندی، چه نافله هایی می خواندی. چه کمیل هایی می خواندی، چه خدای خوبی داشتی ... خدا همان خداست... ایمانت ضعیف شده و باید تقویت شود ... خدا نکند که این ایمان بمیرد... دیگر هر کاریش کنی، مرده را که نمی توانی زنده کنی... ایمان از همان مقوله است که نیاز به تقویت دارد، نیاز به مراقبت دارد..."
.
.
دم عیدی، اتقوا الله... دم عیدی :برای سلامتی و تعجعیل در ظهور حضرت صاحب الزمان(عج) و جهت سلامتی و طول عمر با عزت برای امام خامنه ای 14 صلوات...





]]>
حکومت! 2011-03-06T20:35:28+01:00 2011-03-06T20:35:28+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/106 جناب شیدا عده ای می گفتند: حکومت یعنی جنگ بین علویان و امویان! چه فرقی می کند علی باشد یا معاویه؟! این افراد کم نبودند، از همان موقع هم ادعای روشنفکری داشتند. اصلا از همان روزها و حتی قبل از آن (حتی از زمان عمو قابیل!) روشنفکری را مترادف میدانستند با زیربار هیچی نرفتن و تسلیم هیچ فکری نشدن! روشنفکری یعنی هرچی من میگم! یه چیز تو مایه های کله خر خودمان!! که ترجمه جدیدش شده است روشنفکر!! حال که معنای روشنفکری همان شنیدن حرفها و پذیرفتن نیک ترین حرف است، بدون وابستگی های احساسی و شخصی... بگذریم... مجال آن نیس و امروز این تصور برای برخی در حدی جا افتاده که می گویند چرا مصر و تونس و اخیرا انشاالله یمن و بحرین تونستن ولی ما نتونستیم؟! استدلال گردو را هم به حکومت و هم به مردمش بسط می دهند! حال که نه این مردم آن مردمند و نه این حکومت آن حکومت!
یک توصیه برای ضدانقلابان طرد شده از ملت: اگر می خواهید برنامه ریزی کنید، حداقل یک بار تعریف انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی را منطقی و عقلی برای خودتان بخوانید... نقاط ضعف و قوت را بررسی کنید... خسته شدیم از بس هر کاری کردید آخرش به نفع نظام شد! یکم فکر کنید... اصلا شاید یک بار از عقلتون استفاده کردید و دیدید که جمهوری اسلامی اونقدرا هم که فکر می کردید بد نیست!! یکم فکر کنید شاید فهمیدید فرق بسیج را با مزدوران اجیر شده مبارک و قذافی! کمی فکر کنید شاید فهمیدید فرق ملتی که بعد از ۳۲ سال از انقلابش حمایت می کند با ملتی که سریع پیروز شد اما دوباره گوشت را سپرد دست گربه! شاید بفهمید فرق بین انقلابی که (حداقل) ۱۵سال طول کشید را با انقلاب ۱۵روزه مصر! شاید بفهمید آن مادر شهید را! شاید فهمیدید کسی بخاطر یک ساندیس از ۸صبح تا بعدازظهر در خیابان نمی ایستد! آخه احمق... آدم دلش واسه آدم جاهل میسوزه... ببخشید که به حضرات عقل کل پیشنهاد دادم فکر کنند...
این قول را می دهم که قوی ترین حکومت امروز دنیا جمهوری اسلامیست و سرنگونی این نظام از دست هیچ احدی ساخته نیست. قوی تر از بسیج که نداریم، بسیج هم نمی تواند! به قول وزیر محترم که گفتند:اگر خود ما هم بخواهیم نمی توانیم جلوی تولید علم را بگیریم.آری! این عبارت تعمیم دارد به تمام لایه های نظام. نه تظاهرات، نه کودتا، نه جنگ سخت و نه جنگ نرم حریف این نظام نمی شود... این انقلاب با آه مظلوم به آسمان بلند شده و با خون شهیدان پایه هایش را در زمین محکم کرده است. ای ضدانقلابها، ای کوردلان اگر می خواهید نظام را برگردانید، کاری کنید که مظلومی آه نکشد. کاری کنید که خون شهدا که دوامش تا قیامت است از بین برود... شما چه می فهمید شهید چیست، چه می فهمید مظلوم کیست... این انقلاب، انقلاب پابرهنه هاست. شما چه می فهمید پابرهنه یعنی چه؟! این را خود ما هم نمی فهمیم چه برسد به شما!!
.
.
ظهور نزدیک است... ]]>
انقلاب مردمی 2011-02-19T11:00:25+01:00 2011-02-19T11:00:25+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/105 جناب شیدا این چند روزی که کم کم دارد به ماه نزدیک می شود، توانایی جمع افکار متضاد سخت شده است. این انقلابهای مردمی هم شده است قوز بالاقوز!! جمع بین گزاره های موجود در مصر و بیانات امام کمی دشوار شده بود! آنقدر که تهش گفتیم به من چه!! هر چی آقامون بگه!! بعد چند روز که تکاپوی غرب شدت یافت، چه در مورد هدایت انقلاب و چه در خصوص تخریب فرمایشات امام، کم کم دو زاری ها افتاد که این انقلاب هرچند با تاخیر ولی انقلاب اسلامی  است! که اگر انقلاب متعلق به غرب بود در آن شعار دموکراسی از کاخ سفید خارج می شد، مثل ایر دهه شصت دهه امام خمینی(ره) بود و از این پس دهه ها هر چه بیابید به جز او انتساب نخواهند داشت. این او بود که هر آنچه که در تقدیر تاریخ انسان این عصر بود ظاهر کرد . حیات انسان هایی چون او نفخه ای از نفخات روح الهی است که در تن انسان می دمد ، در تن زمین مرده ، و آن را حیات می بخشد . امام خمینی انسانی چونان دیگران نبود ؛ از قبیله انبیا و اصحاب انان بود و مصداقی از مصادیق معدود ( نبا عظیم ).... که هر هزار سال یکی میرسد ، و مراد از این (هزار) عدد هزار نیست ؛ مراد آن است که او خیل یاد آوران است و مورد خطاب «انما انت مذکر» .

...

 امام خمینی پیامبر تازه ای نبود، اما از یادآوران بود ، از مخاطبان ،انما انت مذکر ، که عهد فطری مردمان با خداوند را به آنان یاداوری کرد وبعد از چند قرن که از هبوط بشر در مصداق جمعی کلی می گذشت ،چونان اسلاف خویش _از ابراهیم و اسماعیل تا محمد (ص)_دوره ای از جاهلیت را شکست و عصر دیگری را آغاز کرد. این عصر تازه را باید (عصر امام خمینی) نام نهاد ، چنان که حق آن بود که اعصار پیشین را نیز به انبیا و اوصیا و یادیاران دیگر انتساب می کنند .و مردمان همواره چنین کرده اند ، اما تاریخ نویسان نه."
ما هم انتظار نداریم کاخ سفید قلم ها را به اعتراف به حقیقت راضی کند ولی روح جاری در عصر خمینی جز "انقلاب اسلامی" نخواهد بود.
]]>
توده هوا! 2011-02-03T15:18:56+01:00 2011-02-03T15:18:56+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/104 جناب شیدا قدیم تر ها وقتی مردم میخواستند دعایی در حق کسی کنند می گفتند "خدا خیرت دهد" .. "خدا برکت دهد" (همون خدا بده برکت). قدیم تر ها وقتی باران نمی بارید، مردم توبه می کردند، مردم نماز باران می خواندند، از خدا باران می خواستند، از خدا برکت به کشتشان را می خواستند، حرکت می کردند تا خدا برکت دهد. قدیم تر ها مردم عبدالرزاق بودند. وقتی عبدالرزاق نباشی، دیگر چه فرقی می کند عبدالیارانه باشی، عبدالدولت باشی یا عبد ضد دولت! عبدالرزاق پدر برادران شهید زین الدین بود که فرزندانش را هم داد به رزاق و چیزی نخوا قدیم تر ها وقتی مردم میخواستند دعایی در حق کسی کنند می گفتند "خدا خیرت دهد" .. "خدا برکت دهد" (همون خدا بده برکت). قدیم تر ها وقتی باران نمی بارید، مردم توبه می کردند، مردم نماز باران می خواندند، از خدا باران می خواستند، از خدا برکت به کشتشان را می خواستند، حرکت می کردند تا خدا برکت دهد. قدیم تر ها مردم عبدالرزاق بودند. وقتی عبدالرزاق نباشی، دیگر چه فرقی می کند عبدالیارانه باشی، عبدالدولت باشی یا عبد ضد دولت! عبدالرزاق پدر برادران شهید زین الدین بود که فرزندانش را هم داد به رزاق و چیزی نخواست! عبدالرزاق او بود که رفت. وقتی عبدالرزاق نباشی دیگر چه فرقی می کند که روزیت را از چه کسی می گیری؟ دیگر چه فرقی می کند به کدام کعبه سجده کنیم؟ امروز وقتی اخبار ساعت 14 را می دیدم به  کارشناس محترم هواشناسی جناب آقای اصغری (همان هواشناس خودمانی صداوسیما) که از شدت سرمای 2درجه زیر صفر دیشب تهران ذوق کرده بود و با شوق زیاد در هوای برفی محوطه صداوسیما گزارش می داد هم حق دادم که اینگونه ابراز خوشحالی کند که: این نعمت به برکت توده هوای اروپاییست که از سه شنبه وارد ایران شده است! ... البته آقای اصغری معمولا جملات را با الحمدلله و خدا رو شکر شروع میکنند.... ولی این یک جمله مرا یاد نسیم ها مدیترانه ای انداخت ... مرا یاد "پنجره ها" ی "رضا امیرخانی" انداخت... اینکه امروز برکات نازله از غرب و اروپاست و نقمات از خود ماست (خواه دولت، ایران، اسلام و یا حتی پدر و مادرمان!). هرچند طنز حزن انگیزیست، اما مگر می شود از اعتقاد ما به رب الرباب (u.s) حداقل در همین دنیا گذشت!!

امروز وقتی برکات نازله از الطاف خفیه جناب غرب باشند، و نقمات از قهر حضرتشان، طبیعتا وقتی کمیل می خوانیم که "اللهم اغفر لی الذنوب التی تنزل النقم اللهم اغفر لی الذنوب التی تغیر النعم" از سر تعارف با خدا صحبت می کنیم! وقتی اعتقاد داریم رازق یارانه است، یا وقتی اعتقاد داریم رزاق (u s) است... دیگر "هوالرزاق" بالای سر در مغازه مان برای چیست؟! غیر تعارف است؟!

استغفرالله... از برای سلامتی و تعجعیل در ظهور حضرت صاحب الزمان(عج) و جهت سلامتی و طول عمر با عزت برای امام خامنه ای 14 صلوات...

 

 

]]>
صل الله علیك یا بنت الحسین 2011-01-09T20:22:26+01:00 2011-01-09T20:22:26+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/102 جناب شیدا کودکی با چشم پرحیرتایستاد بر روی پاهایشبا غروری خسته از ظلمتگفت با زنجیر دستانش:بابا دو بخش داردیک بخش بر خاک داغ دشتبخش دگر بر نیزه ی دشمن بعد مکثی کردانگار روضه میخواندبغضی نشست بر حنجر خشکشتر شد هر دو چشم معصومشگفت ای مردم شاماما فقط بابا خبر داردعمو چند بخش دارد... عمو چند بخش دارد؟!افتاد بر روی زمین و دامنش پهن کردشمرد بخشهای عمویش را با انگشتان کوچک و خونینیک، یک دستدو، تکه های دیگر این دستسه، تکه های کوچکتر دستشده انگشت هر دوتا دستان دربندشدر کودکی با چشم پرحیرت
ایستاد بر روی پاهایش
با غروری خسته از ظلمت
گفت با زنجیر دستانش:
بابا دو بخش دارد
یک بخش بر خاک داغ دشت
بخش دگر بر نیزه ی دشمن

بعد مکثی کرد
انگار روضه میخواند
بغضی نشست بر حنجر خشکش
تر شد هر دو چشم معصومش
گفت ای مردم شام
اما فقط بابا خبر دارد
عمو چند بخش دارد...

عمو چند بخش دارد؟!
افتاد بر روی زمین و دامنش پهن کرد
شمرد بخشهای عمویش را

با انگشتان کوچک و خونین
یک، یک دست
دو، تکه های دیگر این دست
سه، تکه های کوچکتر دستش
ده انگشت هر دوتا دستان دربندش
در یک بخش عمو گم شد...

با آبله های کف پایش شمرد آن یکی دست عمو را
باز کم بود...

دست کرد در تار تار گیسوان بافته از آتش
این برای تیر اول
این برای تیر دوم
این برای تیر سوم...

"راستی یک سوال هم بشنو از من
گیسوان سوخته دخترک چند تار مو دارد؟!"

خسته شد... از حال رفت...
دستانش چند ریگ از خاک صحرا را شمرد
که شاید ربطی بیابد
میان زخمهای پیکر عباس
با ریگهای خاک صحرا
که عاریست از احساس
غش کرد...

در خواب هم باز عمه آمد...
دخترک بر پای عمه باز خوابش برد...
با دو دستش عمه را چسبید
روی عمه را بوسید...
ای عمه! فدای زخمهای بی شمار تو
کم آوردم!

اجازه می دهی عمه
بخشهای تن عباس را
باز بشمارم در چین و چروک صورت پیرت...
چین اول برای چشم زیبای عمو
چین دوم برای زخم پهلوی عمو
چین سوم را آن نامرد زد بر سینه پهن عمو...
این یکی چین پیشانیت عمه
گودتر از باقی چینهای پیشانیست
زبانم لال
گمانم، جای آن عمود آهنین باشد...
نه عمه! من کم آوردم!
ریگ ریگ این بیابان عدد گشتند
سنگ سنگ این صحرا رقم گشتند...
ولی بخشهای پیکر عباس
بیشتر از اینهاست...

راستی عمه! تو می دانی؟!
تو دیدی وقتی شنید بابا
ندای ادرک اخایش را
رفت و بازآمد
همان موقع که دستش بر کمر بود...
عباس چند بخش بود؟!

در آن شب که طفلان همه در چادری بودند...
در آن شب که تو در گودی کرب و بلا آرام باریدی...
در آن شب بر سر پیکر عباس هم رفتی؟!
عمو چند بخش بود؟!

راست میگویند؟!
عمو
با آن روی زیبا
با آن چش و ابرو
با آن قد رعنا
با آن بر و بازو
اندازه داداش علی، طفل مادر ربابم بود؟!

دخترک آرام در خواب
در کنار عمه اش زینب
زیر لب میگفت با حسرت با حیرت
اما فقط بابا خبر دارد
عمو چند بخش دارد!

اما فقط بابا... آن شب ز دوری پدر جان داد...

غساله آوردند... دیدند كه زخم پیكر دختر... به قدر سن و سالش... به قد و جسه اش ... اگر فاكتور بگیری تكه  تكه شدن را ... كمتر از عباس نیست.... ناسزاها و جسارتها پیشكش...

.

.

وتصدق علینا یا رقیه یا بنت الحسین



13محرم1389

]]>
صل الله علیك یا اباعبدالله الحسین 2010-12-08T16:35:18+01:00 2010-12-08T16:35:18+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/101 جناب شیدا                           ما از تو نداریم بغیر از تو تمنا                        حلوا به كسی ده كه محبت نچشیده است                      نثار بی بی دوعالم، عم

                          ما از تو نداریم بغیر از تو تمنا                        حلوا به كسی ده كه محبت نچشیده است

                     نثار بی بی دوعالم، عمه سادات، نائبه الزهرا، حضرت زینب كبری (سلام الله علیها) 69 صلوات

 

 

 

]]>
غدیر خم! 2010-11-27T09:59:39+01:00 2010-11-27T09:59:39+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/100 جناب شیدا تنزیل "بلغ ما امرت" نشان ترکیدن بغضی از پیامبر است، بغضی که بیست و سه سال گلو و سینه ختم الرسل را می فشرد، بغضی که حاکی از مظلومیت مقتدرترین مرد حق است. بغضی که مبین نگرانی رسول برای امتش است، بغضی که در اشکهای نبی اکرم برای نوه اش حسین پنهان بود، بغضی که شکستنش خشم حسودان را متوجه علی می کرد..."بلغ ما امرت" یعنی بغضت را رها کن، "فان لم تفعل " یعنی رسول من نگران نباش. پیامبر چه نگرانی داشت؟! آری اگر غدیر نبود، پیامبری هذیان نمی گفت، در خانه ای نمی سوخت، استخوانی در گلو گیر نمی کرد، محرابی خونین تنزیل "بلغ ما امرت" نشان ترکیدن بغضی از پیامبر است، بغضی که بیست و سه سال گلو و سینه ختم الرسل را می فشرد، بغضی که حاکی از مظلومیت مقتدرترین مرد حق است. بغضی که مبین نگرانی رسول برای امتش است، بغضی که در اشکهای نبی اکرم برای نوه اش حسین پنهان بود، بغضی که شکستنش خشم حسودان را متوجه علی می کرد...
"بلغ ما امرت" یعنی بغضت را رها کن، "فان لم تفعل " یعنی رسول من نگران نباش. پیامبر چه نگرانی داشت؟! آری اگر غدیر نبود، پیامبری هذیان نمی گفت، در خانه ای نمی سوخت، استخوانی در گلو گیر نمی کرد، محرابی خونین نمی شد، جگری نمی سوخت و دشتی دریای خون نمی شد. غدیر "بلغ ما امرت" است، غدیر اذن خدا به اهل بیت است برای احیای اسلام، کربلا هم ادامه غدیر است که خدا فرمود: می خواهم حسین را کشته ببینم!
غدیر اذن خداست برای احیای دین در آخر الزمان، غدیر اذن خداست تا در هنگام ظهور منجی، حق و باطل واضح باشد، غدیر از آن جهت عید است که نشان دهنده حق است، و می شود مگر جایی حق باشد و مدافعی نداشته باشد، غدیر عید است چون گشاینده باب شهادت است. غدیر شمه ای از مقام امیرالمومنان "علی" علیه السلام است. غدیر روز خروج امیرالمومنین است، همانطور که سواری بر شانه های پیامبر برای سیدالشهداء حکم قتل حسین بود! "البلاء للولا" را اهل بیت تجلی دادند و پایش جان دادند. غدیر بود که حق و باطلی که در هم ممزوج بودند را تخلیص کرد، همانها که "بخا بخا یا امیرالمومنین" گفتند دست علی را هم بستند تا در دو عالم رسوا شوند. هر چند شان امیرالمومنین "قسیم نار و الجنه" است، ولی این فقط مربوط به بعد از مرگ نیست، دست امیرالمومنین اکنون آنچنان باز است که در همین دنیا هم "به ذره گر نظر لطف بوتراب کند/ به آسمان رود و کار آفتاب کند". در این دنیا هم "با آل علی هر که درافتاد ورافتاد" مصداق دارد و این محدود به زمان نیست.
عجب است با حجت عظیمی مثل غدیر باز برخی نه حق را میشناسند و نه باطل را، نه اهل حق را میشناسند و نه اهل باطل را. عجیب است حق واضحی که در همه جا عیان است را میبینند و حمایت نمی کنند. عجب است حتی برخی از علماء هم لیاقت دفاع از حق را ندارند. یکی عالم هنگام دفاع از ولایت فقیه میگفت من با سیاست کار ندارم و خدا خوب او را رسوا کرد و برای فامیلش سیاسی شد. جالب است ما پای همین مکتب یاد گرفتیم که قرابت ما با اهل بیت است! ما از همین ها یاد گرفتیم که پدر و پسر، یکی در سپاه کفر بود و یکی در سپاه اسلام و با هم جنگیدند. ما از همین ها یاد گرفتیم که عباس امان نامه دایی خود را پاره کرد و نزد حسین شرمنده بود که چرا امان نامه دارد. ما از همین ها شنیدیم که حسین در راه ولایت علی، همه اقوامش را قربانی کرد... حال چه شده است؟! به شما که رسید اینها داستان شد؟! اینها تاریخ بود؟! غدیر فقط برای سال ۱۲هجری بود و همانجا هم فقط ۴نفر سرتراشیدند و قضیه تمام شد و علی شکست خورد؟!
غدیر تا روز جزا ادامه دارد، غدیر ملاک حق و باطل است، غدیر مصداق "قالوا بلی" در عالم روح است. از برکت غدیر است که امروز صدها میلیون سرتراشیده اند و منتظر مهدی هستند. غدیر مادر کربلاست، و کربلا دلیل غیبت و حجت ظهور حضرت است. امروز غدیر عید است چون دفاع از حق مثل ۱۴۰۰ سال پیش آن غربت را ندارد که بانوی اول عالم شبانه درب خانه انصار و مهاجر را بکوبد و آنها در را هم باز نکنند و حضرت از پشت درب با آنها سخن بگوید. دفاع از حق امروز آنقدر غریب نیست که یک یهودی خون زنجیر اسیر کربلا را پاک کند! امروز آنانکه به ولایت علی بلی گفته اند در قبال هر آنکس که بوی علی بدهد هم خود را مسئول می دانند. امروز هرکس داغ مصائب اهل بیت بعد از رحلت رسول را دارد، هر مصلحتی را که بوی سقیفه بدهد، از پایه ویران میکنند. آنانکه داغ خانه نشینی علی را دارند، هرگز اجازه نمی دهند"این انقلاب دست نا اهلان بیفتد". آنانکه داغ کربلا دارند، داغ کربلا دارند! داغ غربت امام دارند، داغ شهادت دارند، داغ سر دادن دارند، داغ اسیری دارند... آنانکه داغ کربلا دارند، شمشیر بسته اند، تجهیز شده اند، جان آورده اند، جسم آورده اند، آبرو آورده اند، عیال آورده اند. آنانکه داغ کربلا دارند معنای عید را خوب می فهمند. آنانکه داغ کربلا دارند "بلغ ما امرت" را میفهمند. آنانکه داغ کربلا دارند، غربت آن بیعت های روز غدیر را میفهمند. آنانکه داغ کربلا دارند سر می بازند تا نائب امام در جهان غریب نماند. بگذار ما را محکوم کنند که از اسلام و تاریخ استفاده ابزاری میکنیم. "سیروا فی الارض" برای چه کسی نازل شده است. من هم گشتم در زمین، دیدم "کل ارض کربلا" ست. من هم خواندم تاریخ را، من هم هر روز گذشتگانم را ورق زدم و فهمیدم"کل یوم عاشورا"ست. آری آنانکه داغ کربلا دارند، هر روزشان عاشوراست و هر مکانشان کربلاست. آنانکه داغ کربلا دارند، جادوی ابن مرجانه را میشناسند، آنانکه داغ کربلا دارند، معجزه زر را میشناسند. کذب را میشناسند.. آنانکه داغ کربلا دارند، می فهمند جایی که دشمن کم می آورد می گوید "من هم مسلمانم و تو داری استفاده ابزاری می کنی". خاک بر سر مسلمانی که عاشورا برایش یک تاریخ ماضی است.آنانکه داغ کربلا دارند، داغ کربلا دارند نه داغ دهان نجس کفار! غدیر که بروز کند کفار دهانشان مهر می شود، آنانکه داغ کربلا دارند می مانند و صاحبشان! اللهم ارنی طلعه ارشیده... مهدی جان! با تو هم داغ کربلا التیام نخواهد یافت... این را من نمی گویم، شاهدش دستان ابو الفضل در سرای محشر است... شاهدش حوض کوثر است...
آری "عید" ما هم بوی کربلا می دهد! این سلسله آغازش از حج نا تمام حسین است. سال ۶۱ هجری کسی به مناسبت "عید غدیر" جشن نگرفت. سال ۶۱هجری حسین با اهل بیتش در راه کربلا بود و این سوز ما از غمیست که در دل حضرت زینب-سلام الله علیها-ست.

جهت سلامتی و تعجیل در ظهور حضرت صاحب الزمان و برای سلامتی و طول عمر با عزت امام خامنه ای یک حمد و 14 صلوات...

 

 

 

]]>
حرارت قلوب مومنین 2010-11-21T09:34:28+01:00 2010-11-21T09:34:28+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/99 جناب شیدا این شب ها وقتی نوری در دشت روشن میکنی دیگر پروانه ای دور نور نمیچرخد، سرمای شب حشرات را خواب میکند.ای نور محض در ظلمت بشر! شرمنده ایم از پیله ای با تار و پود غفلت، که دور خود تنیده ایم! اما ای نور محض! ای حرارت در قلوب مومنین! پروانه های جوان در حال پاره کردن پیله هستند، و شما خوب میدانید شهدایی که شمع محفل بشریتند آنها را برای خروج از پیله دعوت کرده اند و ماه پاره ای با نورش وسیله هدایت پروانه ها شده است. ای نور محض! ما اگر بی شما باشیم ضعیفیم. ما میدانیم "استفاده از خورشید پشت ابر" مصداقش ولای این شب ها وقتی نوری در دشت روشن میکنی دیگر پروانه ای دور نور نمیچرخد، سرمای شب حشرات را خواب میکند.
ای نور محض در ظلمت بشر! شرمنده ایم از پیله ای با تار و پود غفلت، که دور خود تنیده ایم! اما ای نور محض! ای حرارت در قلوب مومنین! پروانه های جوان در حال پاره کردن پیله هستند، و شما خوب میدانید شهدایی که شمع محفل بشریتند آنها را برای خروج از پیله دعوت کرده اند و ماه پاره ای با نورش وسیله هدایت پروانه ها شده است. ای نور محض! ما اگر بی شما باشیم ضعیفیم. ما میدانیم "استفاده از خورشید پشت ابر" مصداقش ولایت فقیه است. ما میدانیم "روات الحدیث" مصداقش کسانی هستند که آبرویشان را کف دستشان میگیرند برای اسلام. ما دیدیم آن "انگشتی که مانع ریختن دیوار کج می شود" از آستین مبارک شما خارج شد. ای صاحب ما! ای صاحب زمان و مکان! ای صاحب ارض و سماء! ما کجا و آرزوی شما را داشتن کجا؟ ما کجا و شما را شناختن کجا؟ ما همان انسانهای شرمنده ای هستیم که در کربلا نبودیم تا یاری کنیم حسین را! شرمنده ایم که نشنیدیم "هل من ناصر" حسین را! حصار زمان بهانه است، مانند حجاب مکان و مال و جان و آبرو و عیال! این زمان هم حجاب ماست تا کربلا. و شرمنده ایم از غفلتی که چنین حجاب قطوری بین ما و حسین ایجاد کرده است. یا صاحب الزمان! امروز من نامه نمی نویسم که باغهایمان میوه داده است و نهرهایمان پر آب است. امروز دست به قلم برده ام با پشتوانه مردانی همچون پاره های آهن، با پشتوانه دیاری که قداست خاکش با خون است، صدق کلامش به اشک. دلخوشی ما به این دیار و خاک و خون و اشک هم از کلام شماست. هرچه فکر میکنم محال است ما اهل کوفه باشیم، امت ما از امت صدراسلام یقینا بهتر است، امتی که نه رسول دیده و نه وحی، نه علی دیده و نه اهل بیت رسول، ببین چه مقتدر حتی اجازه فکر به سقیفه را به اذهان نمی دهد!
یا صاحب الزمان! شما خودتان شاهد اشکهای "اللهم ارنی طلعت الرشیده" هستید، شاهد بغض های "عجل فرجه" هستید، شاهد ناله های "اللهم اکشف هذه الغمه عن هذه الامه بحضوره" هستید، خودتان شاهدید که ما شما را برای دعای باران نمیخواهیم! ما شما را برای سیری شکممان نمی خواهیم که اگر می خواستیم گریه نمی کردیم "فاخرجنی من قبری"! ما اگر در عرش خدا در ناز و نعمت هم باشیم می خواهیم "مستشهدین بین یدیه" شویم!
یا صاحب الزمان! پدر و مادرم به فدایتان! بعضی ندانسته نامه مامومی چون حقیر به امام را با نامه کوفیان قیاس می کنند. ولی شما می دانید اگر این سیاهی را هم از ما دریغ کنید، با این اعمالمان، دیگر نشانی در ما دیده نمی شود که بگویند "این صاحبی دارد"! من کوفی نیستم، من تیغ انتقام شما را اگر بر گردن چون منی هم باشد می بوسم! من نامه عاشقانه نمی نویسم، هرچند این عشق است که قلم را به حرکت در می آورد، ولی "لیس شانه الا بالسیف" را که می شنوم میخواهم در خدمت شمشیرتان باشم.
ای صاحب زمان! ای غریب! ای مظلوم! ای خونخواه حسین! درد ما کربلاست! نماز ما در قبال حج ناتمام حسین، شراب خواریست. زندگی ما در "سعی حرم تا مقتل" حضرت زینب -سلام الله علیها- به قبرستان می ماند. حیات ما در نفس نفس دختری سه ساله، از ممات پست تر است. و شرمندگی ... شرمندگی ... شرمندگی از در کربلا نبودن... حسین با خون طفل شش ماهه همه را شرمنده خودش کرد... عجب صبری خدا دارد... چند سال دیگه باید بگذرد تا ما صدای "منتقم" را بشنویم...
یا صاحب الزمان! این روزها عهد بسته ایم ایستادن را، سپر شدن را، بلا گردان شدن را، بسیجی شدن را، بسیجی ماندن را، در زیر سایه امام خامنه ای. ای نور دیده! آری، نور دیده! درست است شما را ندیده ام و دیده مان محروم از نور شماست، ولی می دانم آخر، سر جنازه ام هم که شده می آیید! پدرتان امیرالمومنین که اینگونه بود و "من یمت یرنی" ایشان انسانها را مشتاق مرگ کرد. ای نور دیده! ای که جانهای عالمیان به فدایتان! نامه نمی نویسم که بگویم سپاهی عظیم فراهم شده است، نامه می نویسم که بگویم من منتظر کربلایم هستم! این را از مکتب خمینی به ارث بردیم، این را از فرمانده ی خط شکنی چون خامنه ای آموختیم. این روحیه را مدیون لباس خاکی بسیج هستیم! مدیون بسیجیانی هستیم که امامشان دست و بازویشان را بوسید! بسیجیانی که امروز با مقتدایشان به سینه می زنند "حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست"! آری در این ظلمات بشر و در این خواب زمستانی حشرات، این دشت شقایق چون سرزمین گرمسیری و این بسیجیان همان پروانه هایی هستند که به دور شمع هایی که همان شهدایند می چرخند و این نور طلوع فجر همان "ولایت فقیه" است که نوید دهنده بیداریست و بشارت دهنده صبح! یا صاحب الزمان! کمکمان کنید تا آخر بسیجی بمانیم!
خدایا! ما را آنچنان بسیجی مکتب علی قرار بده، که مرگ هم عاجز شود از جدایی ما!


جهت سلامتی و تعجیل در ظهور حضرت صاحب الزمان و برای سلامتی و طول عمر با عزت امام خامنه ای یک حمد و 14 صلوات...

 

پ.ن: الحمد لله، به دنبال برخی تعمیرات منزل پاور سیستممان که یادمان رفته بود از برق بکشیم سوخته است... این نشان می دهد که برق خوب است ولی زیادش مضر است... مثل بعضی از اعمال مباح و مستحب! که یهو میزد بالا و از کار واجب میندازدت!  ... خلاصه وظیفه دانستیم  از تمامی بزرگوارانی که به این مکان لطف دارند جهت عدم پاسخ احتمالی عذر خواهی نمایم...

 

 

 

]]>
۳۱۳نفر! 2010-10-28T07:21:21+01:00 2010-10-28T07:21:21+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/98 جناب شیدا یکی میگفتن "اگر گفتید با این همه عاشق و ذوب شده که تعدادشان بیشتر از ۳۱۳ نفر است چرا امام زمان ظهور نمی کند؟! یک جای کار بدجور میلنگد!" اولا جواب را خدا میداند! ثانیا امام صادق (علیه السلام) که چهل هزار شاگرد داشتند فرمودند اگر من به اندازه این رمه (احتمالا ۱۷تا) سپاه داشتم قیام می کردم! ثالثا لشگر امام زمان ۳۱۳نفر نیست! بلکه میگویند ۳۱۳ فرمانده دارد! به اسناد فراوان از انسانها و اجنه و ملائک هزاران هزار در لشگر حضرت هستند که احتمالا عاشق حضرت هم هستند!! یعنی بیشتر از این عاشقانی که بهشون گیر دا یکی میگفتن "اگر گفتید با این همه عاشق و ذوب شده که تعدادشان بیشتر از ۳۱۳ نفر است چرا امام زمان ظهور نمی کند؟! یک جای کار بدجور میلنگد!"
اولا جواب را خدا میداند!
ثانیا امام صادق (علیه السلام) که چهل هزار شاگرد داشتند فرمودند اگر من به اندازه این رمه (احتمالا ۱۷تا) سپاه داشتم قیام می کردم!
ثالثا لشگر امام زمان ۳۱۳نفر نیست! بلکه میگویند ۳۱۳ فرمانده دارد! به اسناد فراوان از انسانها و اجنه و ملائک هزاران هزار در لشگر حضرت هستند که احتمالا عاشق حضرت هم هستند!! یعنی بیشتر از این عاشقانی که بهشون گیر دادی!
رابعا امام زمان ۳۱۳ تا به قول شما عاشق خالی که نمیخوان، ۱ویژگی هایی بجز عشق هم حتما هست!! خواجه ربیع هم علی (علیه السلام) را دوست داشت ولی از جنگ صفین سر باز زد! مختار هم در صفین شرکت نکرد! پس فقط به دوست داشتن نیست!

خامسا همه میدانیم كه تنها شرط ظهور حضرت داشتن یار و یاور نیست و شرایط دیگر هم وجود دارد...  شما از كجا به این اجتهاد رسیدید كه تمامی شرایط ظهور حضرت فراهم شده است و فقط شرط داشتن یار برای حضرت فراهم نیست!

برادر یا خواهری که این شبهات را دانسته یا ندانسته بیان میکنی یا بهتر بگویم تکرار میکنی، ببین داری کجا رو میزنی. ببین داری پازل چه کسی رو تکمیل می کنی... وقتی طاقت ندارند "بیعت امت با امام" را ببینند این شایعات را درست میکنند. که چه؟! تا بگویند این فریب کاری حکومتیست یا اینان مسلم واقعی نیستند! این امت مسلمان ایمانش ضعیف است؟! اخلاص ندارند؟! خوش به حال شما مومنین و مخلصین که امام زمانتان را در کاخهای سفید و سرخ زیارت میکنید! لطفا اجازه بدهید این ملت پابرهنه، این ملت جهان سومی، این ملت در حال توسعه،این ملت عقب مانده، این ملت با آمار فلاکت بالا، این امت غیور اسلامی به عشق زیارت امام زمانشان دستی به فولاد ماشین نائبش بکشند!! چیزی از دنیای شما کم میشود؟! شما فحشت را بده! شما شبه ات را بیانداز! شما فیلم هالیوودی بساز! شما تبلیغاتت را انجام بده! شبکه کم دارید؟! رسانه ندارید؟! ماهواره تان در فضا نیست؟! من که میدانم خودت هم فهمیده ای این همه ماهواره به قول حسین قدیانی حریف ماه پاره ما نمیشود! حالا که جرات نداری به ماه ما نزدیک شوی، میخواهی به ماه و ستاره ما ایراد وارد کنی؟! فک کردی ما هم مثل تو کوریم که فرق ماه و کرم شب تاب را متوجه نشویم؟! به قول دیپلماسی نوین جهانی "آب رو بریز اونجایی که میسوزه"!
ولی برادر یا خواهری که این شبهات را تکرار میکنی، حواست را جمع کن! اوضاع آخر زمان حساس است خیلی از مدعیان منکر حضرت میشوند!! به واسطه همین شبهات، همین حرفها، همین تکرارها! منی که حرفت را رد میکنم هم همینطور! شما كه هیچ ولی من به درك یكی دیگر می آید با هزار تا ذهنیت دیگر این را می خواند و خدای نكرده ممكن است چپ كند... من كه نمی توانم، شما می توانید در قیامت جوابگو باشید؟!
خدایا! بر ایمانمان بیافزا و با عمل صالح ما را مسلح به تقوی بگردان!
خدایا! ما را از منتظران و یاران و شهیدان در راه صاحب الزمان قرار بده!

جهت سلامتی و تعجیل در فرج حضرت صاحب الزمان و سلامتی و طول عمر برای امام خامنه ای یك حمد و 14صلوات...

 

 

]]>
میخواهند شایعه درست كنند! 2010-10-24T20:35:06+01:00 2010-10-24T20:35:06+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/97 جناب شیدا طبق رویکرد موجود و برخی گفته ها، به احتمال قوی به زودی قرار است شایعه درست کنند که "آی انسانهای غافل جمهوری اسلامی! سفر ده روزه آیت الله خامنه ای به قم و رسیدگی به امور حوزه ها به این نیت صورت گرفته است که در عوض این کمکها بعد از این به ایشان بگویند "امام" و کل این قضیه و این همه هزینه و استقبال حکومتی به همین دلیل است". اولا لفظ امام، یک لقبی که صاحب امتیازش جایی مثل حوزه علمیه باشد نیست! ثانیا این آیت الله شما برای ما سالهاست که "امام خامنه ای" ست، و برخی هم از بعد فتنه به ایشان با افتخار میگو اولا لفظ امام، یک لقبی که صاحب امتیازش جایی مثل حوزه علمیه باشد نیست! ثانیا این آیت الله شما برای ما سالهاست که "امام خامنه ای" ست، و برخی هم از بعد فتنه به ایشان با افتخار میگویند "امام خامنه ای"، "و لو کره الکافرون"! این شایعه طبیعتا به این جهت شکل گرفته است که لفظ "امام خامنه ای" را اولا حکومتی کنند و ثانیا دراز شدن دست بیعت "امت" به سمت "امام" را محو کرده و از حالت ارادت به تشریفات تغییر دهند. و آن را محدود به شهر قم و باز محدود به آخوندیسم کنند.
بیان این شایعه هرچند دور از عقل است ولی ممکن است برخی از مصلحت اندیشان را جهت دفع شایعه برآن دارد که در کاربرد لفظ "امام" برای ایشان احتیاط کنند. حالا اگر فردا شایعه کنند قصاص را همین آخوندها درآوردند و قبل از این نبوده، حکما همین ها باز کوتاه می آیند و احتیاط میکنند کسی قصاص نشود! با اینها هم کاری نداریم، خرجشان یک "چخه" است! ولی شبهاتی که این شایعه ذاتا دروغ ممکن است در اذهان ایجاد کند چند مورد است که اینجا به دو مورد رایج پرداخته شده:
۱. اینها میخواهند "امام خمینی" را کمرنگ کنند، یا به قولی از ایشان عبور کنند. چون لفظ "امام" انحصارا در اختیار "خمینی" می باشد.
ج۱. مگر به همین یک کلمه است؟! مگر بعد از رحلت ایشان، قاعدتا یک رهبر دیگر انتخاب شد، به منظور کمرنگ کردن ایشان بود؟! درست است امام خمینی در زمان غیبت یکی بود و مثل ایشان در تاریخ کم وجود دارد، (شاید وجود ندارد، ما چه میدانیم!) اما انحصاری کردن برخی از الفاظ علاوه بر آفت "حذف" آن لفظ، آن شخص را هم در بند همان کلمه و با از بین بردن مصادیق افعالی آن فرد، به یک چهره نوستالژی صرف و نهایتا یک قاب عکس تبدیل میکند. یعنی با این شایعه هم "امام" و هم "خمینی" به مرور زمان سانسور میشوند و بازار خاطره گویی بعضی ها هم داغ می ماند! ادامه دارد...
۲."امام"ویژه ائمه معصوم(سلام الله علیهم اجمعین) است و به کار رفتن آن برای غیر آنها درست نیست.
ج۲. اولا به کاربردن یک لفظ برای یک نفر همیشه به معنای سلب آن برای نفر دوم نیست. ثانیا قیاسی هم نیست. ثالثا مقامی هم نیست. یعنی با اطلاق کلمه "امام" به " امام خامنه ای" ما امامت ائمه معصوم (علیهم السلام) مخصوصا صاحب الزمان (ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا) را منکر نشده ایم، ضمن اینکه ایشان را با آن بزرگواران مقایسه هم نکرده ایم، و همچنین به این قائل نیستیم که ایشان هم رتبه با ائمه هدی هستند. ولی حتما ایشان را در طول ائمه و در همان جایگاه میدانیم و این همان "ولایت مطلقه فقیه" است. و تنها راه اجرای احکام اسلامی تشکیل حکومت اسلامی و تنها راه حکومت اسلامی در این زمان همان "ولایت فقیه" است. البته این یک ضرورت است.
۳. اینا همش بازیه تا سر مردم رو با این رنگ مذهب زدن به کارها گرم کنن و دهنشون بسته بشه و اونوقت خودشون کارشونو انجام بدن...
ج۳. دیشب اومدم خونه تون نبودی، راستشو بگو کجا رفته بودی...!!!
منشا تمام این شایعات و حرف و حدیثها اگر غرب و اسلام آمریکایی باشد از ترس و اگر داخلی باشد از حسادت است! الحمدلله که امت اسلامی نه تنها در ایران بلکه در شیلی(!) هم میداند بیعت او با "امام" آنقدر برای غرب و اسلام آمریکایی خطرناک است که حاضر است دست به هرکاری بزند تا این "بیعت" دیده نشود یا حتما از لنز دوربین آنها کج و ناخوانا دیده شود. جواب امت اسلامی در پاسخ این ترس و حرص و عصبانیت ضمن "بیعت" مجدد با "امام خامنه ای" همان کلامی است که از دهان آیت الله شهید بهشتی خارج شد: "ای آمریکا! از دست ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر".]]>
برای او 2010-10-21T15:45:48+01:00 2010-10-21T15:45:48+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/96 جناب شیدا میگویند خدا به واسطه ی دعای قوم بنی اسرائیل، منجی شان را به روایتی 150سال زودتر رساند. و حضرت موس علیه السلام را به دادشان رساند... خدایا! بیچاره ما كه پیش تو از خاك كمتریم! جهت سلامتی و تعجیل در فرج حضرت صاحب الزمان و سلامتی و طول عمر برای امام خامنه ای یك حمد و 14صلوات...       میگویند خدا به واسطه ی دعای قوم بنی اسرائیل، منجی شان را به روایتی 150سال زودتر رساند. و حضرت موس علیه السلام را به دادشان رساند... خدایا! بیچاره ما كه پیش تو از خاك كمتریم!

جهت سلامتی و تعجیل در فرج حضرت صاحب الزمان و سلامتی و طول عمر برای امام خامنه ای یك حمد و 14صلوات...

 

 

 

]]>
غربیها به شدت ترسیده اند! 2010-10-20T19:26:20+01:00 2010-10-20T19:26:20+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/95 جناب شیدا می گویند: ماشین ایشان باید همیشه در خیابان راه بیفتد و مردم در خیابان بدوند تا دست به سر و گوش ماشین بکشند.اگر افرادی هستند که اینکارها را می کنند ایشان نباید راضی به دواندن مردم به دنبال خود بشود. این کارها تحقیرآمیز است.ولی اینقدر انجام شده که برای خیلی ها عادی شده. بلا تشبیه-امام علی (ع) هرگز اجازه نداد مستقبلین به دنبالش بدوند. او صریحا به اهالی شهر انبار اعتراض کرد که به شیوه شاهان ایران به استقبال و بدرقه من نیائید و دنبال مرکب من ندوید.وقتی امام علی علیه السلام به شهر انبار وارد شد، مردم می گویند: ماشین ایشان باید همیشه در خیابان راه بیفتد و مردم در خیابان بدوند تا دست به سر و گوش ماشین بکشند.اگر افرادی هستند که اینکارها را می کنند ایشان نباید راضی به دواندن مردم به دنبال خود بشود. این کارها تحقیرآمیز است.ولی اینقدر انجام شده که برای خیلی ها عادی شده. بلا تشبیه-امام علی (ع) هرگز اجازه نداد مستقبلین به دنبالش بدوند. او صریحا به اهالی شهر انبار اعتراض کرد که به شیوه شاهان ایران به استقبال و بدرقه من نیائید و دنبال مرکب من ندوید.
وقتی امام علی علیه السلام به شهر انبار وارد شد، مردم شهر از مرکب های خود پیاده شدند و پیشاپیش امام دویدند. امام با عصبانیت فرمود: این چه کاری است که انجام می دهید؟ گفتند: یکی از عادت های ماست که به وسیله آن، حاکمان خود را گرامی می داریم....

در جواب به این شبه ای كه غربی ها خودشان را كشته اند تا از نهج البلاغه استخراج كنند باید عرض شود: با استناد به سفر حکومتی رسول الله به شهر مدینه و استقبال حکومتی تر مردم مدینه از پیامبر! با توجه به نهج البلاغه پیامبر مکرم اسلام هرچند معصومند ولی اشتباه کردند که مردم از او استقبال کنند... آن هم نه فقط در شهر مدینه! بلکه از بیرون شهر تا شهر یثرب!
حالا سوال پیش می آید که کدوم معصوم بزرگوار معصوم نبودند و اشتباه فتوا داده اند؟!
نظرتان را جلب میکنم به سفر اجباری علی بن موسی الرضا (علیه السلام) از مدینه تا مرو... حضرت را از مسیری عبور دادند که به پست هیچ شهر شیعه نشینی نخورند! امام را از بصره آوردند تا از کوفه رد نشوند... از اهواز آوردند... و از قم نیاوردند... تا رسیدند به نیشابور که بیست هزار استقبال کننده آماده تشریف فرمایی حضرت بودند... آنجا دیگر مامورین نتوانستند جلوی مردم را بگیرند و شد "سلسله الذهب"... در کل تاریخ این باشکوه ترین استقبال از امام معصوم بود که آن هم به نام علویان ایرانی ها ثبت شد!!... و دیگر از هیچ امامی به این صورت استقبال نشد... و این منجر شد به اینکه حسادت مامون برانگیخته شود و خطر امام را به جای مدینه در مرو احساس کند و نهایتا منجر شد به شهادت امام غریب!
آری! اگر علی (علیه السلام) اجازه ندادند در زمان خلیفه ملعون از ایشان استقبال شود شاید به این دلیل بود که امام قبل از خلافت به دست حسودان به شهادت نرسند یا برای ایشان محدودیتهایی ایجاد کنند که دست مردم از ایشان کوتاه شود ... که اگر علی (علیه السلام) با آن همه نشانه و آیه خانه نشین تر از آن میشدند، دیگر نوبت به سایر ائمه نمیرسید...
آری فرق است میان استقبال از امام در زمان تقیه، تا زمان حکومت اسلامی! در زمان حکومت اسلامی استقبال از امام بزرگترین معنایش بیعت است. معنایش اقتدار اسلام است. و اسلام آمریکایی هرچند با بیعت عناد دارد ولی میداند "بیعت با امام" بساط کفر آنها را به عصر جاهلیت پیوند میدهد. عجب نیست که جرس و بالاترین و سایر مسلمین آمریکایی استدلال روایتها را نفهمند. و باز هم عجب نیست که مردم با بصیرت قم به نمایندگی تک تک ایرانیان دست بیعت حتی به ماشین فولادی حضرت بزنند! همینمان مانده که پیرگاوچرانان ایالات متحده کثیف و پیرروباهان انگلیس خبیث برایمان از اسلام علوی صحبت کنند... آقایان الاغ! آن کودک 5ساله که کفن به تن کرده بود و روی آن نوشته بود جانم فدای رهبر بصیرتش از کل استعمار پیرتان بیشتر است! نوزادان تازه به دنیا آمده در جمهوری اسلامی از پیران روی تخت بیمارستانهای فوق پیشرفته غرب كه در حال مرگند، فهمیده ترند... چون نوزادان ما اولین کلامی که در گوششان میشنوند الله اکبر است! و آن کودکان مسن! تا آخر عمرشان بویی از بزرگی خدا نبرده اند!
قم دیروز مثالی شایسته بود از امت اسلامی ایران! مامون 1300 سال پیش مردم قم را میشناخت که اجازه عبور امام رضا از قم را نداد... آری حضور امام خامنه ای در روز میلاد امام رضا موهبتی بود برای مردم قم که تلافی 1300 سال پیش را در بیاورند... و چه زیبا از علمدار امام زمانشان استقبال کردند... بگذار اسلام آمریکایی، اسلام ناب محمدی را محکوم کند به استقبال از امام! بگذار آنها به خیال خودشان بین مسلمین شبه ایجاد کنند، از کجا معلوم رهبر ایران نائب امام زمان باشد!! حیف الاغ! تویی که نه امام زمان را میشناسی، نه امام خامنه ای را، تویی که حتی معنای امام را نمی فهمی، میترسی یونجه ات کم شود که به نائب امام میپردازی؟!
بدی شما غربیها این است که فکر میکنید برای تعریف هر واژه ای باید به دیکشنری مراجعه کنید... اگر میخواهید هم معنای امام و نائب امام را بفهمید یک قدم پاشید بیاید ایران! اگر میخواهید ضعف علمتان را بفهمید یک سر بیایید قم تا دیکشنری قطورتان را محکم بکوبند توی سرت تا اگر زنده ماندی شاید بفهمی دنیا دست کیست! دنیای سرمایه داران دیگر مثل دیکشنریش به تاریخ انقضایش رسیده است و به زودی حاکمان دنیا همین پابرهنه های "آه کش" و "مقلدان خامنه ای" خواهند بود...

]]>
فان حزب الله هم الغالبون 2010-10-12T06:40:11+01:00 2010-10-12T06:40:11+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/94 جناب شیدا مرگ بر حزب الله!  آدم وقتی این شعار رو پشت یکی از صندلی های کلاس میبینه، چه حسی بهش دست میده؟! کار ندارم کدوم آدم جاهل یا غافلی، از روی کدوم حب و بغضی، این جمله رو نوشته، آدم از این میسوزه که نفهمیده چرا یک حرفی رو میزنیم که نه فقط از اسلام بلکه از همه ادیان خدا خارج بشیم. حزب الله فقط مربوط به کسایی نیست که ریش میذارن! حزب الله فقط به یک چادری نمیگن! حزب الله فقط به یک آخوند نمی گن! حزب الله فقط به بچه بسیجی نمیگن! حزب الله فقط به بچه هیئتی نمی گن! حزب الله فقط به سپاهی نمیگن! حزب الله یک مرگ بر حزب الله!  آدم وقتی این شعار رو پشت یکی از صندلی های کلاس میبینه، چه حسی بهش دست میده؟! کار ندارم کدوم آدم جاهل یا غافلی، از روی کدوم حب و بغضی، این جمله رو نوشته، آدم از این میسوزه که نفهمیده چرا یک حرفی رو میزنیم که نه فقط از اسلام بلکه از همه ادیان خدا خارج بشیم. حزب الله فقط مربوط به کسایی نیست که ریش میذارن! حزب الله فقط به یک چادری نمیگن! حزب الله فقط به یک آخوند نمی گن! حزب الله فقط به بچه بسیجی نمیگن! حزب الله فقط به بچه هیئتی نمی گن! حزب الله فقط به سپاهی نمیگن! حزب الله یک کلمه فقط سیاسی نیست!حزب الله فقط مربوط به ظاهر افرادی که اطرافمون میبینیم نیست! حزب الله فقط مربوط به این دنیایی که توش زندگی میکنیم نیست! حزب الله فراتر از یک تاریخ است! حزب الله فراتر از عالم جامد است! انسانی که در حزب الله نیست وجودش دگر چه ارزشی دارد؟! حتی حزب شیطان هم مقابل حزب الله نیست. حزب شیطان یک سطل زباله است و موجوداتی اخراج شده از حزب الله را شامل میشود! زباله را چه با در و گوهر؟!

ای به ظاهر انسان! دلم میخواست تو را دوست یا برادر یا خواهر خطاب کنم ولی چه کنم، تبری هم همانند تولی از فروع دین من است و به ما حکم میکند حتی خلاف میل خودمان حبی نسبت به دشمنان دین خدا نداشته باشیم!

ای به ظاهر انسان! حتی برایم ارزشی ندارد که گوش به حرفهایم میدهی یا نه! ولی بدان بعضی از حرفهایی که به زبان جاری میکنیم، بعضی جملاتی که با دست مینویسیم، بعضی صحبتها را که میشنویم و میخوانیم، عواقبش فقط مربوط به آخرتی که قبولش نداری نمیشود، در همین دنیا هم تو را وارد مسیری میکند که بر روی دیوار بن بست ته مسیر نوشته شده، "خسر الدنیا و الآخره"! و بالایش درشت مسیر درست را نشانت میدهد که نوشته شده: "فان حزب الله هم الغالبون"!

تو به خیالت با این یک جمله که نوشتی حزب الله را منزوی کردی؟! تو به خیالت با این جمله که نوشتی، زدی برجک حزب الله را پایین آورده ای؟! حزب الله را خدا عزیز کرده و واقعا خنده دار است که عده ای به ظن خودشان بخواهند آن را پایین بکشند! اینان حتی دستشان به گرد پای حزب الله هم نمی رسد. "لا یمسه الا المطهرون" را فقط برای قرآن ظاهری نگفته اند! برای قرآنی گفته اند که در قلوب سلیم حزب الله هرگز قابل لمس نیست، چه برسد به سوزاندنش! نه قرآن سوزی حیوانیتان خدشه ای به قرآن وارد میکند و نه شعارنویسی ابلهانه تان خدشه ای به حزب الله وارد میکند. چون قرآن در سینه حزب الله حک شده و حافظ آن خود خداست!

ای دانشجوی ایرانی که از هوای آغشته به خون مردان حزب اللهی تنفس می کنی، مردانی که به خاطر خدا، از کیان اسلام دفاع کردند. امروز نشسته ای روی نیمکتی که چوب و پیچ و مهره اش از برکت خون شهیدان است. تو خودکاری را در دست گرفته ای که نه از برکت خون شهید، بلکه اگر خوب ببینی جوهرش همان خون شهدای حزب اللهیست. تو! ای دانشجوی ایرانی! حواست باشد وقتی با این خودکار روی این نیمکت، هوس کردی شعاری بنویسی، هر چیزی را میخواهی بنویس الا شعاری علیه حزب الله!

]]>
ختم دفاع مقدس 2010-09-30T06:37:32+01:00 2010-09-30T06:37:32+01:00 tag:http://sheyda88888.mihanblog.com/post/93 جناب شیدا چند روز پیش وزنه بردار فوق سنگین تیم ملی، پس از کسب مدال طلای جهانی، آنرا تقدیم کرد به شهدا! همین یک جمله دست مولایمان را بر ورق رقصاند تا پیام تشکری بنویسد... نمیخواهم وارد بحث تنهایی امامم بشوم که وقتی یک نفری در بالای یک سکوی جهانی نام شهدا را به زبان میراند -آنقدر که این حرکت غریب است- دست مولایمان را بر ورق میرقصاند تا پیام تشکری بنویسد... امام کجا را دیدند؟ ۲۰۰ کیلو آهن را؟ توانایی یک فرد را؟ مدال طلا را؟ پنجم شدن ایران در مسابقات را؟ سرود ملی را؟ پرچم ایران را؟ این چه اتفاقی است که دس چند روز پیش وزنه بردار فوق سنگین تیم ملی، پس از کسب مدال طلای جهانی، آنرا تقدیم کرد به شهدا! همین یک جمله دست مولایمان را بر ورق رقصاند تا پیام تشکری بنویسد...

نمیخواهم وارد بحث تنهایی امامم بشوم که وقتی یک نفری در بالای یک سکوی جهانی نام شهدا را به زبان میراند -آنقدر که این حرکت غریب است- دست مولایمان را بر ورق میرقصاند تا پیام تشکری بنویسد...

امام کجا را دیدند؟ ۲۰۰ کیلو آهن را؟ توانایی یک فرد را؟ مدال طلا را؟ پنجم شدن ایران در مسابقات را؟ سرود ملی را؟ پرچم ایران را؟ این چه اتفاقی است که دست مولایمان را بر ورق میرقصاند تا پیام تشکری بنویسد...

حتی تقدیم این مدال به شهدا هم در آن مصاحبه غریب بود، شاید هم کسی آنرا ندید، اگر پیام امام نمی بود من متوجه مدال طلا نمیشدم چه برسد به واژه شهدا! شهدا غریبند، حتی در جمله ای که مربوط به شهداست! ولی فقط یک نفر نام شهدا را از بین آن مصاحبه استخراج کرد، آنهم مولایم بود! انگار فقط همین یک نفر امروز مسئول است تا نام شهدا را از غربت، از بین مدال و سکو و عرق و سرود ملی و پرچم ایران و گوشه ی مصاحبه یک قهرمان، زنده نگه دارد، انگار فقط همین یک نفر است که در قرن تبلیغات و در دلواپسی های سیاسی و هسته ای و حقوق بشر و دموکراسی و لیبرالیسم، نگران غربت شهداست، انگار همین یک نفر از نسل روح الله باقی مانده است که دلش برای شهدا و خانواده شهدا و مزار شهدا و اسم شهدا و راه شهدا و خود شهادت تنگ میشود. انگار همین یک نفر است که میفهمد معنای جمله "زنده نگه داشتن یاد شهدا، کمتر از شهادت نیست". انگار همین یک نفر از نسل خشکیده غیرت باقی مانده است تا تفحص کند، نه تنها در خاک، بلکه در تاریخ، در روزها، در متون، در پاراگرافها، در جملات، در کلمات و در حروف بگردد تا نگذارد نام شهید و یاد شهید غریب بماند تا نگذارد از شهدا سرسری رد شویم، تا نگذارد شهدا ما را فراموش کنند به واسطه فراموشی آنها توسط ما! انگار همین یک ... نه او یک نفر نیست، والله که او به تنهایی یک ملت است. ملتیست که در مظلومیت خود محرک همه ملتهاست به سمت خورشید... او عبد صالح خداست، او علمدار خورشید است، بیرقی از جنس چفیه، با رنگ شهادت، به وسعت همه تاریخ. آری امروز بار تمامی تاریخ از آدم تا خاتم شده است یک چفیه که بر گردن امام من است! امروز هر چه رحمت میبینم از وراثت اوست که از رسول الله دارد! امروز هر چه صلابت میبینم از شوکت سلیمانی نه، بلکه از هیبت حیدری اوست! امروز هرچه بت شکنی میبینم از تبر ابراهیمی نه، بلکه از خطبه های زهرایی اوست! امروز هر چه زیبایی میبینم از جمال یوسفی نه، بلکه صورت حسنی اوست! امروز هرچه عزت میبینم، از ید موسایی نه، بلکه دست عباسی اوست! امروز هر چه زنده میبینم از دم مسیحایی نه، بلکه خون حسینی اوست! او فقط نه به خون بلکه به حقیقت وارث اولیاست! او فقط نه به عنوان، بلکه به طریقت نائب مهدی صاحب الزمان است... میخواهم کودکانه، ناتوان و ضعیف ولی از روی غرور بادی به گلو بیاندازم و فریاد بزنم: او امام من است! او آبروی من است! او سید من است! ذره ذره وجودم به فدای غربتت! ای سید حسنی! ای یار خراسانی!

پی نوشت: حالا هی بیا نمایشگاه بزن و تو صدا و سیما فیلم سینمایی پخش كن و محمد نبودی ببینی رو تا ته ولوم بده و ... دلمون خوشه هفته دفاع مقدس را پاس داشتیم و یاد شهدا را زنده نگه داشتیم... یك خط تشكر آقا می ارزید به فعالیت همه ما!

]]>